شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر پیاده سازی فناوری های صنعت ۴.۰ در خدمات آموزشی دانشگاه ها با رویکرد ترکیبی دلفی فازی و بهترین بدترین فازی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_MPES-19-1_005
تاریخ نمایه سازی: 23 فروردین 1405
چکیده مقاله:
هدف: فناوری های نوین انقلاب صنعتی نسل چهارم که هوش مصنوعی از برجسته ترین این فناوری هاست، تغییرات و تحولات چشمگیری را در عموم حوزه های کاربردی اعم از اقتصاد، بهداشت و سلامت ، آموزش و پژوهش موجب شده است. آموزش عالی نیز از این تحولات مستثنی نبوده و در سطوح مختلف کلان و عملیاتی نمی تواند از فناوری های نسل چهارم چشم پوشی نماید. سیاستگذاران، مدیران و راهبردپردازان عموم حوزه ها از جمله حوزه آموزش عالی لازم است در تصمیم گیری ها به این فناوری ها توجه نموده تا سیاست ها انتزاعی نبوده بلکه در سطح عملیات، قابل پیاده سازی باشند. بر این اساس هدف اصلی در پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی عوامل اصلی موثر در پیاده سازی فناوری های نوین در خدمات آموزشی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی است.روش: در این پژوهش پس از تتبع در ادبیات و پیشینه حوزه فناوری های نسل چهارم، هوش مصنوعی و حضور بلندمدت در بخش آموزش عالی، ۲۹ عامل شناسایی شد؛ این عوامل با تکنیک دلفی فازی توسط ۱۹ خبره اعم از کارشناسانی که خدمات آموزشی ارائه می دهند، اساتید و اعضای هیئت علمی متخصص حوزه آموزش و فناوری های نوین، و دانشجویانی که دریافت کننده خدمات آموزشی هستند غربال شد. از ۲۹ عامل، ۱۸ عامل پذیرش و ۱۱ عامل رد شدند. عوامل غربال شده در سه بعد، دسته بندی شده و سپس با تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره بهترین بدترین فازی و با نظرخواهی از ۸ خبره اولویت بندی شدند.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که ابعاد فرایندها و خدمات آموزشی، فناوری و نوآوری و فرهنگ، ارتباطات و سیاست ها به ترتیب مهمترین ابعاد هستند. همچنین، در بعد فناوری و نوآوری عوامل «زیرساخت های فناوری اطلاعات»، «توسعه فناوری های نسل چهارم» و «دیجیتال سازی»؛ در بعد فرایندها و خدمات آموزشی، عوامل «سطح یکپارچگی در سیستم خدمات آموزشی»، «سیستم پاسخگویی کارشناسان آموزش» و «میزان چابکی ساختار سازمانی و فرایندها» و در بعد فرهنگ، ارتباطات و سیاست ها، عوامل «همسویی فرهنگ سازمانی با نوآوری»، «پشتیبانی مدیران ارشد» و «سیاست های کلان دانشگاه» به ترتیب مهمترین عوامل هستند. در تحلیل کلان تر و در مقایسه همه عوامل با یکدیگر، عوامل «سطح یکپارچگی در سیستم خدمات آموزشی»، «سیستم پاسخگویی کارشناسان آموزش»، «میزان چابکی ساختار سازمانی و فرایندها»، «زیرساخت های فناوری اطلاعات» و «طراحی سیستم بدون اختلال» مهمترین عوامل موثر بر اجرای صنعت ۴.۰ در آموزش عالی هستند که اکثرا در بعد فرایندها و خدمات آموزشی قرار دارند. یکپارچگی خدمات آموزشی، موازی کاری ها و اختلالات کارکردی را کاهش داده و کارآمدی این خدمات را افزایش می دهد. همچنین توانمندی و مهارت کارشناسان آموزش در بهره گیری از فناوری ها و ابزارهای صنعت ۴.۰ در افزایش رضایتمندی ذینفعان خدمت گیرنده تاثیر بسزایی دارد. چابکسازی فرایندها و حذف بروکراسی های زائد اداری عامل دیگری است که می تواند تجربه ذینفعان را از دریافت خدمات آموزشی موفقیت آمیز نماید. زیرساخت های پشتیبانی کننده از بکارگیری فناوری های صنعت ۴.۰ اعم از سرورها، محیط های ذخیره سازی و پردازش داده، رایانش ابری و تجهیزات به روز آموزشی و طراحی سیستم هایی که حداقل اختلال داشته باشند اعم از نرم افزارها و سامانه های آموزشی دو عامل دیگری هستند که نتایج این پژوهش بر آنها تاکید می کند.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که برای پیاده سازی فناوری های صنعت ۴.۰ در حوزه آموزش عالی، نیاز به یکپارچه سازی سیستم خدمات آموزشی در سطوح و واحدهای مختلف است؛ شناسایی و اولویت بندی عوامل ذیل این ابعاد به مدیران و تصمیم گیران حوزه آموزش عالی در جهت دهی منابع و نیز تدوین راهبردهای مناسب و پشتیبان فناوری های صنعت نسل چهارم کمک شایانی می کند.توانمندی و مهارت کارشناسان آموزش در بهره گیری از فناوری ها و ابزارهای صنعت ۴.۰ در افزایش رضایتمندی ذینفعان خدمت گیرنده تاثیر بسزایی دارد. چابکسازی فرایندها و حذف بروکراسی های زائد اداری عامل دیگری است که می تواند تجربه ذینفعان را از دریافت خدمات آموزشی موفقیت آمیز نماید. زیرساخت های پشتیبانی کننده از بکارگیری فناوری های صنعت ۴.۰ اعم از سرورها، محیط های ذخیره سازی و پردازش داده، رایانش ابری و تجهیزات به روز آموزشی و طراحی سیستم هایی که حداقل اختلال داشته باشند اعم از نرم افزارها و سامانه های آموزشی دو عامل دیگری هستند که نتایج این پژوهش بر آنها تاکید می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کریم ابراهیمی
گروه مدیریت، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران
مهرداد کیانی
دانش آموخته دکتری مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه یزد، یزد، ایران
حسین علوی کیا
گروه مدیریت، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران