تاملی جامعه شناختی برکنسرتو فلوت حسین ناصحی: کنش آهنگساز و خشونت نمادین از منظر پیر بوردیو

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 114

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SOST-17-1_013

تاریخ نمایه سازی: 17 فروردین 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر سعی دارد کنسرتوفلوت حسین ناصحی را با رویکردی جامعه شناختی و با تکیه بر نظریه میدان پیر بوردیو مورد بررسی قرارداده و کم توجهی به این اثر تاریخی را مورد تحلیل قراردهد، با وجود جایگاه بنیادین ناصحی در تاریخ موسیقی نوین ایران کنسرتو فلوت در طی دهه ها آن گونه که شایسته بوده در فضای نقد، آموزش و اجرا دیده و اهمیت داده نشده است. این عدم توجه را می توان در قالب نوعی «خشونت نمادین» در میدان موسیقی ایران مورد تحلیل قرارداد؛ از دیدگاه بوردیو «خشونت نمادین» در حیطه آثار هنری شکلی از سلطه فرهنگی است که بدون اعمال اجبار مستقیم و به واسطه ذائقه طبقه مسلط جامعه و میدان های قدرت هنری باعث حذف، کمرنگ سازی یا بی اعتبار شدن اثر می شود. در این پژوهش نشان داده می شود که چگونه ساختارهای میدان کلاسیک موسیقی ایرانی اعم از نهادهای آموزشی، داوری های سلیقه ای، گفتمان های غالب موسیقایی و شبکه روابط حرفه ای به تدریج موجب شدند کنسرتو فلوت در حاشیه قرار گرفته و از چرخه تحلیل و اجرا خارج شود؛ در حالی که این اثر از منظر زیبایی شناختی و تکنیک های آهنگسازی دارای اهمیتی تاریخی است. پژوهش با روش تاریخی و با اتکا بر پارتیتور اثر، اسناد تاریحی و تحلیل مفهومی انجام شده است.

نویسندگان

شروین عباسی

کارشناسی ارشد آهنگسازی، دانشگاه سوره، تهران، ایران

مینا کشفی

دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر. دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکز