رهیافت جامعه شناسی علم به نظام پذیرش دانشجو در ایران با تاکید بر پذیرش تلفیقی کنکور و سوابق تحصیلی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SSIMU-12-26_004
تاریخ نمایه سازی: 17 فروردین 1405
چکیده مقاله:
اهداف: آزمون سراسری (کنکور) به عنوان پدیده ای اجتماعی-آموزشی، تاثیر عمیقی بر عملکرد نظام آموزش عالی ایران دارد. هدف این مطالعه، ارائه چارچوب سنخ شناختی جامع از فرآیند پذیرش دانشجو در نظام آموزش عالی ایران با تمرکز بر روش تلفیقی (ترکیبی از نمره کل کنکور و سوابق تحصیلی) و شناسایی چالش ها و فرصت های هریک از شیوه های پذیرش و اثرات آن بر کیفیت و عدالت آموزشی است. روش مطالعه: این تحقیق کیفی مبتنی بر رهیافت تلفیقی در چارچوب جامعه شناسی علم طراحی شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق با ۱۳ نفر از استادان دانشگاه، معلمان و پژوهشگران حوزه کنکور و آموزش عالی گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام شد و مضمون های اصلی استخراج گردید. یافته ها: تحلیل تماتیک مصاحبه ها منجر به شناسایی نه مضمون کلیدی شد: (یادگیری سطحی، کیفیت آموزش، فشار روانی تحصیلی، عدالت آموزشی، اعتماد به نظام آموزشی، تجاری سازی آموزش، اصلاح فرآیند پذیرش، بهسازی نظام آموزشی، ارزیابی پویا). بر پایه نظریه های جامعه شناسی علم، نظام های علمی باید ارزش هایی چون شک گرایی سازمان یافته، بی طرفی و جهانی گرایی را منعکس کنند. اما شاخص های پذیرش مبتنی بر کنکور و سوابق تحصیلی عمدتا بر حفظیات تاکید دارند و مهارت های انتقادی و خلاق را به حاشیه می رانند. همچنین نابرابری های ساختاری در دسترسی به آموزش باکیفیت، زمینه بروز تقلب و کاهش عدالت را تشدید می کند. فشارهای اقتصادی (مافیای کنکور)، سیاسی (عدم اصلاح ساختاری) و اجتماعی (انتظارات خانواده ها) نیز بر این تعارضات می افزایند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که نظام پذیرش فعلی، به دلیل تاکید بر معیارهای نمرهمحور و تاثیر فشارهای بیرونی، از انتقال و تجلی ارزش های درونی نظام علمی بازمانده است. این وضعیت موجب تقویت یادگیری سطحی، استرس و رقابت ناسالم و تضعیف عملکرد آموزشی واقعی (پرورش تفکر انتقادی و استعدادها) می شود. بنابراین، بازنگری مستمر در سازوکارهای پذیرش دانشجو و توجه جدی به عدالت آموزشی ضروری است تا ظرفیت های واقعی نظام علمی- آموزشی ایران احیا گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد توکل
استاد، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
غلامرضا غفاری
استاد، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
فاطمه قلخانباز
دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی (پردیس البرز)، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :