بررسی تاثیر توسعه سواحل مکران بر روابط ایران و هند

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 71

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_EGSDE-8-16_006

تاریخ نمایه سازی: 17 فروردین 1405

چکیده مقاله:

توسعه سواحل مکران به عنوان یکی از کلان پروژه های ملی ایران، از یک طرح عمرانی صرف فراتر رفته و به متغیری کلیدی در معادلات منطقه ای و روابط دوجانبه ایران با قدرت های نوظهور تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی و تبیین تاثیرات چندوجهی توسعه سواحل مکران بر روابط ایران و هند تدوین شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که توسعه سواحل مکران، با محوریت بندر چابهار، چگونه و از چه طرقی بر ماهیت و سطح همکاری های اقتصادی، سیاسی و امنیتی میان تهران و دهلی نو در بازه زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳ تاثیر گذاشته است؟ این تحقیق با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کیفی، به گردآوری و تحلیل داده های مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اسنادی (شامل توافق نامه های رسمی، گزارش های دولتی، مقالات علمی و تحلیل های استراتژیک) پرداخته است. چارچوب نظری پژوهش بر ترکیبی از نظریات ژئوپلیتیک انتقادی، اتصال گرایی منطقه ای و موازنه سازی نرم (Soft Balancing) استوار است تا بتواند ابعاد گفتمانی، اقتصادی و استراتژیک این همکاری را به صورت همزمان تحلیل کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه مکران، به ویژه بندر چابهار، به دلیل همپوشانی منافع ژئوپلیتیک دو کشور، به یک “لنگرگاه استراتژیک” در روابط دوجانبه تبدیل شده است. برای هند، این پروژه نه تنها یک مسیر تجاری جایگزین برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی است، بلکه ابزاری کارآمد برای موازنه در برابر نفوذ چین از طریق کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) و بندر گوادر محسوب می شود. برای ایران نیز، این پروژه فرصتی برای کاهش اثرات تحریم های بین المللی، تنوع بخشی به اقتصاد، و تثبیت نقش خود به عنوان یک هاب اتصال گرای منطقه ای است. منطقه ی وسیع مکران در جنوب شرقی فلات ایران، با امتداد سواحلش در حاشیه دریای عمان و همجواری با خطوط مهم کشتیرانی، از موقعیت جغرافیایی منحصربه فردی برخوردار است که آن را به کانون توجه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک منطقه بدل کرده است. این جایگاه ویژه در طول تاریخ امکان اتصال فلات ایران به اقیانوس هند را فراهم آورده و در دوره ی معاصر، به عنوان نقطه آغاز بسیاری از برنامه های ملی و فراملی توسعه دریامحور مطرح شده است. به همین دلیل، هدف این پژوهش تبیین و تحلیل تاثیر توسعه سواحل مکران بر روابط ایران و هند بوده است. طی دو دهه اخیر، توسعه سواحل مکران، به ویژه در محدوده بندر چابهار، به عنوان طرحی راهبردی در دستور کار جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. این توسعه با دو هدف اصلی پیگیری می شود: نخست، تحقق اهداف ژئوپلیتیکی نظیر گسترش نفوذ در مسیرهای دریایی و ایجاد توازن در رقابت های همسایگی؛ و دوم، دستیابی به اهداف ژئواکونومیک همچون توسعه مبادلات، جذب سرمایه گذاری خارجی، و تقویت زیرساخت های ترانزیتی. همکاری ایران و هند در این زمینه نمونه بارزی از هم گرایی منافع در سطح منطقه ای به شمار می آید. حضور موثر هند در حوزه هایی مانند تامین مالی برخی پروژه ها، توسعه اسکله ها، به روزرسانی سامانه های تخلیه و بارگیری، و مشارکت در پروژه راه آهن چابهار زاهدان نه تنها به تقویت ظرفیت های لجستیکی ایران منجر شده، بلکه از دیدگاه هند نیز دسترسی ایمن و مستقیم به افغانستان، آسیای مرکزی و بازارهای شمالی را فراهم ساخته است. اهمیت این همکاری زمانی دوچندان می شود که بدانیم هند با استفاده از چابهار، از محدودیت جغرافیایی ناشی از تنش های دیرینه با پاکستان عبور می کند. در کنار این مزایا، چالش های قابل توجهی نیز وجود دارد. تحریم های اقتصادی علیه ایران، ناپایداری در جذب سرمایه خارجی، و محدودیت های ناشی از نقل وانتقال مالی بین المللی، روند پیشرفت پروژه ها را مختل کرده است. از سوی دیگر، حضور و سرمایه گذاری گسترده چین در بندر گوادر و طرح کریدور اقتصادی چین – پاکستان (CPEC) رقابت شدیدی را در حوزه بنادر اقیانوس هند ایجاد کرده است. هم زمان، موانع ساختاری و اداری در داخل کشور همچون تعدد مراکز تصمیم گیری، نبود نظام جامع حکمرانی توسعه سواحل، و پیچیدگی فرآیندهای مجوزدهی، سرعت عملیات را کاهش داده اند. در نهایت، بالفعل سازی این ظرفیت ها مستلزم وجود راهبرد یکپارچه، بهبود محیط نهادی، و شکل گیری سازوکارهای پایدار همکاری با شرکای کلیدی همچون هند است. مسیر آینده همکاری باید بر پایه تنوع بخشی به پروژه ها، ارتقای جذب سرمایه خارجی، و مدیریت چالش های ژئوپلیتیکی طراحی شود تا سواحل مکران، از یک پروژه منطقه ای صرف، به یک سکوی ملی برای جهش اقتصادی و دریامحور ایران بدل گردد.

نویسندگان

علیرضا کلانتری

گروه جغرافیا، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

حمیدرضا محمدی

گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشگاه شهید بهشتی،تهران،ایران

ریباز قربانی نژاد

گروه جغرافیا، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

محمد حسن نامی

گروه امنیت ملی،دانشگاه علوم و فنون فارابی، تهران،ایران