تحلیل عناصر بصری در نقاشی مکتب سقاخانه (مطالعه موردی: آثار قدسی-عرفانی حسین زنده رودی)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 180

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CIOMUS-3-8_004

تاریخ نمایه سازی: 20 اسفند 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف واکاوی عناصر بصری (رنگ، خط، فرم، بافت و فضا، فرم و شکل) در نقاشی های حسین زنده رودی به مثابه یکی از بنیان گذاران مکتب سقاخانه، با تمرکز بر پنج اثر شاخص او انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق بر چگونگی بازتعریف عناصر بصری سنتی در چارچوب هنر نوگرای ایرانی و نقش آن در ایجاد هویت ملی-بین المللی متمرکز است. با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی، داده ها از طریق مطالعه مستقیم آثار و تحلیل ساختارهای بصری گردآوری شدند. یافته ها نشان می دهد زنده رودی با تلفیق هوشمندانه نمادهای مذهبی، عناصر هنر عامیانه و خوشنویسی فارسی با فرم های انتزاعی مدرن، به خلق زبانی تصویری متمایز دست یافته است. در آثار موردبررسی، خط (به ویژه ثلث) از کارکرد زبانی فراتر رفته و به عنصری تجسمی تبدیل می شود که در قالب ترکیب بندی های ریتمیک، تقارن های پویا و سطوح رنگی تفکیک شده (استفاده هدفمند از رنگ های گرم و سرد) بازتعریف می گردد. به طور خاص، هندسه مقدس (دایره به مثابه نماد کیهان، مستطیل های عمودی یادآور کتیبه ها) و مفاهیم عرفانی (بی نهایت در اثر قوس آبی نیلگون) از طریق تکرار حروفی مانند «ه» و اعداد نمادین بازنمایی می شوند. همچنین، تضاد بین نظم هندسی و بیان آزادانه اکسپرسیو (به ویژه در اثر برای دسته) بازتابی از دوگانگی سنت و مدرنیته در بستر تاریخی ایران است. این پژوهش ثابت می کند که زنده رودی با تبدیل عناصر بصری بومی به ابزاری مفهومی، نه تنها گفتمان هنر معاصر ایران را غنا بخشیده، بلکه الگویی بی بدیل برای تلفیق میراث فرهنگی با زیبایی شناسی جهانی ارائه داده است.

نویسندگان

مصطفی لعل شاطری

استادیار، گروه باستان شناسی و تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه نیشابور، ایران

مهناز ناظری

دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه نقاشی، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران