بهبود سواد حرکتی دانش آموزان ابتدایی با بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی در کلاس درس
محل انتشار: ماهنامه پایاشهر، دوره: 7، شماره: 85
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PAYA-7-85_011
تاریخ نمایه سازی: 17 اسفند 1404
چکیده مقاله:
سواد حرکتی به عنوان یکی از مولفه های بنیادین رشد همه جانبه کودکان در دوره ابتدایی، نقش تعیین کننده ای در سلامت جسمانی، رشد شناختی و شکوفایی عاطفی-اجتماعی آنان ایفا می کند. با این حال، افزایش رفتارهای کم تحرک و جذابیت روزافزون فناوری های دیجیتال در میان دانش آموزان، چالش های جدی برای معلمان در مسیر ارتقای سواد حرکتی ایجاد کرده است. در سوی مقابل، ظهور و گسترش فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در عرصه آموزش، افق های تازه ای را برای شخصی سازی یادگیری، طراحی تجربیات تعاملی و ارائه بازخوردهای دقیق و لحظه ای گشوده است. با وجود این، پژوهش های اندکی به طور مشخص به واکاوی ظرفیت های هوش مصنوعی برای بهبود سواد حرکتی در مقطع حساس ابتدایی پرداخته اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین چگونگی بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی در بهبود سواد حرکتی دانش آموزان دوره ابتدایی و ارائه الگویی عملی برای اجرا در کلاس درس انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش مطالعه موردی اجرا شد. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل ۱۵ نفر از معلمان دوره ابتدایی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها منجر به شناسایی سه مضمون اصلی در خصوص ظرفیت های هوش مصنوعی برای بهبود سواد حرکتی شد: ظرفیت های تشخیصی و ارزیابی با زیرمضمون هایی چون تحلیل الگوی حرکتی، شناسایی زودهنگام تاخیرهای رشدی، ارائه بازخورد لحظه ای و پایش روند پیشرفت؛ ظرفیت های طراحی و برنامه ریزی شامل شخصی سازی فعالیت ها، طراحی بازی های هدفمند حرکتی، تولید محتوای تعاملی و برنامه ریزی تطبیقی؛ و ظرفیت های انگیزشی و مشارکتی با زیرمضمون های بهره گیری از عناصر بازی سازی، استفاده از واقعیت افزوده و مجازی، دستیارهای هوشمند و ایجاد بستر رقابت سالم. افزون بر این، چهار چالش کلیدی شامل کمبود دانش فنی معلمان، محدودیت زیرساخت های فناوری، نگرانی های مرتبط با سلامت دیجیتال و فقدان محتوای بومی سازی شده شناسایی گردید. نتیجه گیری پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان ابزاری کارآمد و مکمل در خدمت معلم برای شناسایی دقیق تر نیازهای حرکتی دانش آموزان، طراحی برنامه های هدفمند و شخصی سازی شده، و ایجاد انگیزه و مشارکت فعال آنان در فعالیت های بدنی قرار گیرد. تلفیق هوشمندانه این فناوری با تدریس سنتی می تواند گامی موثر در جهت تحقق تدریس برتر و ارتقای سواد حرکتی دانش آموزان باشد. با این حال، تحقق این امر مستلزم برنامه ریزی جامع برای توانمندسازی معلمان، تامین زیرساخت های فناورانه، تدوین پروتکل های استفاده اخلاقی و ایمن، و تولید محتوای بومی است. یافته های این پژوهش می تواند برای سیاست گذاران آموزشی، برنامه ریزان درسی، تولیدکنندگان نرم افزارهای آموزشی و معلمان دوره ابتدایی راهگشا باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زینب بخشی پش
کارشناسی ارشد الهیات گرایش فقه و مبانی اسلامی
سیمین مرادی آزاد
کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی
خدیجه ابراهیمی بلیل
کارشناسی ارشد مدیریت دولتی