ارزیابی آماری سطح دانش، آگاهی و نگرش محیط زیست در بین دانشجویان (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه یاسوج)

سال انتشار: 1395
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 48

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ESTJ-27-9_004

تاریخ نمایه سازی: 9 اسفند 1404

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: در قرن حاضر با افزایش جمعیت و فعالیت های مخرب بشر در بستر محیط پیرامونی، افزایش سطح دانش و آگاهی های زیست محیطی در بین جوامع به ویژه جوامع علمی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین نوع نگرش و رفتار درست ما می تواند تا حدودی چالش های زیست محیطی را کاهش دهد. آموزش، فرهنگ سازی و اجرای بنیان ها و ارزش های زیست محیطی در بسترهای علمی مانند دانشگاه امکان پذیر خواهد بود. این پژوهش با هدف ارزیابی اثرگذاری مولفه های دانش، آگاهی و نگرش نسبت به ردپای محیطی جامعه دانشجویان در دانشگاه یاسوج انجام شد.

روش بررسی: این پژوهش با استناد به روش های کمی و تحلیل های آماری انجام شده است. برای سنجش و شناخت میزان ارتباط و فهم محیطی دانشجویان، ۳۵ سوال در ارتباط با مولفه های دانش، آگاهی و نگرش نسبت به محیط زیست مطرح گردید و یک مدل مفهومی در سه سطح طراحی شد. برای دریافت بازخورد رفتاری، ۳۸۴ نفر دانشجو از طریق پرسش نامه ها مورد واکاوی و سنجش قرار گرفتند. تحلیل داده ها و ارزیابی نرمال بودن آن با استفاده از آزمون های Skewness و Kurtosis در نرم افزار R انجام شد. پایایی و اعتبارسنجی شاخص های هدف نیز با استفاده از آلفای کرونباخ و تست محتوای درون گروهی (CVR)، انجام شد و از مقیاس سنجش عددی طیف لیکریت ۵ درجه ای نیز برای رتبه بندی شاخص ها نسبت به بازخوردها و عکس العمل های محیطی استفاده شد.

یافته ها: رتبه بندی شاخص ها با استفاده از روش طیف بندی جهت تعیین میزان اثرگذاری مولفه های زیست محیطی نشان داد که بازه ی مقیاس خطی دانش، بزرگتر از دو مقیاس دیگر است و این به معنای اثرگذاری بیشتر این شاخص در بررسی چالش ها و رفتارهای زیست محیطی در بین جامعه آماری است. به عبارتی نگرش دانشجویان نسبت به ظرفیت مثبت و منفی محیط زیست ارتباط معناداری با سطح دانش دارد. از طرفی مقایسه اثرگذاری شاخص ها نسبت به هم به کمک روش بررسی فاصله اطمینان با آزمون توکی (Tukey's) مشخص گردید که میانگین درون گروهی، مولفه دانش با آگاهی دارای کمترین مقدار اختلاف معناداری یعنی ۳۱ درصد است. به عبارتی مولفه ی دانش تقویت کننده مثبتی برای بالا بردن آگاهی و بینش در بین جامعه در تعامل و ارتباط با محیط زیست است. نتایج نشان داد که اکثر دانشجویان (حدود ۸۲ درصد) از دانش پایینی در خصوص آگاهی و نگرش مثبت نسبت به محیط برخوردارند به واسطه ی دانش اندک، سطح آگاهی و نگرش دانشجویان نیز در پایین ترین سطح (۲۱ درصد) قرار دارد.

بحث و نتیجه گیری: بررسی چالش های زیست محیطی نیازمند مولفه های چند بعدی است. به طور کلی افزایش آگاهی و نگرش نسبت به ساز و کارهای زیست محیطی ارتباط معناداری با تقویت آموزش های زیست محیطی و دانش محور بودن ارتباطات محیطی دارد. تقویت این شاخص ها در محیط های علمی و دانشگاهی اثرات بسیار مطلوبی در جهت تقویت مکانیسم رفتارهای و کنش های مثبت محیطی دارد.

نویسندگان

سید کرامت هاشمی عنا

استادیار، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

علی تقوایی نیا

دانشیار، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

سید قاسم قربانزاده زعفرانی

استادیار تنوع زیستی و ایمنی زیستی، پژوهشکده محیط زیست و توسعه پایدار، تهران، ایران