بازاندیشی مفهومی آموزش در پرتو هوش مصنوعی در نظام های نوین یاددهی–یادگیری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9678

تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، پیشرفت های شتابان فناوری های نوین به ویژه هوش مصنوعی، چشم اندازی بنیادین از تحول در حوزه های گوناگون زندگی بشری را رقم زده است. آموزش و پرورش به عنوان یکی از محوری ترین نهادهای اجتماعی، بیش از هر حوزه دیگری در معرض این تحولات عمیق قرار گرفته است. ظهور هوش مصنوعی نه تنها ابزارها و روش های تدریس را دگرگون ساخته، بلکه مفاهیم بنیادینی چون یادگیری، تدریس، ارزیابی، هویت معلم، نقش دانش آموز و حتی معنای «دانستن» را در معرض بازتعریف جدی قرار داده است.این پژوهش با رویکردی مفهومی-تحلیلی و بهره گیری از مطالعات نظری موجود در حوزه فناوری آموزشی، فلسفه آموزش و علوم شناختی، می کوشد تا ابعاد چندگانه این تحول را واکاوی نموده و دلالت های آن را برای نظام آموزش و پرورش ایران آشکار سازد. پرسش محوری این مقاله آن است که ورود هوش مصنوعی به فضاهای یاددهی-یادگیری چه تغییراتی در ساختار مفهومی آموزش ایجاد می کند و چگونه باید نظام های آموزشی خود را با این تحولات سازگار نمایند؟یافته های این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی از یک ابزار صرف فراتر رفته و به عنصری ساختارساز در فرآیند یاددهی-یادگیری بدل شده است. این فناوری قادر است محیط های یادگیری شخصی سازی شده، ارزیابی های هوشمند، بازخوردهای آنی و حمایت های شناختی متناسب با نیازهای فردی فراگیران را فراهم آورد. با این حال، چالش هایی چون بی طرفی الگوریتمی، عدالت آموزشی، تهدید اتکای کور به فناوری، و از دست رفتن بعد انسانی آموزش، مسائلی هستند که نظام های آموزشی باید با آن ها دست و پنجه نرم کنند.این مقاله استدلال می کند که بازاندیشی مفهومی آموزش در عصر هوش مصنوعی، نیازمند یک رویکرد جامع، انتقادی و هدفمند است که در آن معلمان نه به عنوان انتقال دهندگان دانش بلکه به عنوان طراحان تجربه یادگیری، تسهیل کنندگان تفکر نقادانه و مربیان رشد انسانی عمل کنند. همچنین لازم است که سیاست گذاران آموزشی، برنامه ریزان درسی و مدیران مدارس با درکی عمیق از ظرفیت ها و محدودیت های هوش مصنوعی، به طراحی نظام های نوینی از یاددهی-یادگیری اقدام نمایند که هم از مزایای این فناوری بهره مند شوند و هم ارزش های بنیادین انسانی را پاس بدارند.در مجموع، نتایج این پژوهش حاکی از آن است که آموزش در عصر هوش مصنوعی دیگر نمی تواند تنها بر انتقال اطلاعات متکی باشد؛ بلکه باید به پرورش قابلیت هایی چون تفکر انتقادی، خلاقیت، همکاری، مهارت های فراشناختی و سواد دیجیتال توجه ویژه داشته باشد. این مقاله با ارائه یک چارچوب مفهومی برای بازاندیشی آموزش در عصر هوش مصنوعی، پیشنهادهایی کاربردی برای اصلاح نظام آموزش و پرورش ایران ارائه می دهد.

کلیدواژه ها:

کلمات کلیدی: هوش مصنوعی ، یاددهی-یادگیری ، بازاندیشی مفهومی ، فناوری آموزشی ، شخصی سازی یادگیری ، آموزش و پرورش نوین ، تحول دیجیتال ، سواد دیجیتال ، نقش معلم در عصر هوش مصنوعی ، ارزیابی هوشمند

نویسندگان

راضیه مغربی

کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد شیراز