معنای «هستی» از نگاه عطار در منطق الطیر (با تاکید بر دیدگاه مارتین هایدگر)
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
هایدگر از فیلسوفان دنیای مدرن غرب است که اندیشه هایش را بر این مبنا استوار کرده است که معنای هستی چیست؟ از نگاه او فلسفه به دلیل توجه به «موجود» و غفلت از معنای «وجود» و همچنین دنیای مدرن با زیر سلطه درآوردن «هستی» برای انسان، معنا را از دست آدمی ربوده اند. هایدگر راه چاره را فراموشی فلسفه مابعدالطبیعه و نقد علم مدرن دانسته و جستجوی حقیقت «وجود» را تنها راه ایجاد معنا برای هستی می داند. عطار نیز در آثارش، دغدغه «وجود» شناختی دارد. سالک عطار همانند «دازاین» اصیل در اندیشه هایدگر، می کوشد تا به معنای هستی دست یابد. عدم توجه به «موجود»، تاکید بر درک معنای «وجود»، منحصر بودن، در راه بودن و مرگ اندیشی و مرگ آگاهی، از مهم ترین ویژگی های سالک در منطق الطیر عطار است که با خصوصیات «دازاین» اصیل در اندیشه هایدگر همخوانی دارد. عطار مانند هایدگر، مشاهده و تجربه از طریق سلوک عرفانی را تنها راه رسیدن به معنای «وجود» می داند. رسیدن «سی مرغ»، به صورت نمادین به حضور سیمرغ، نشانی از راه درک حقیقت «وجود» است. سالک به دلیل در «جهان بودنش» و رویارویی با مرگ، توانایی جستجوی حقیقت وجود را دارد. مرگ به او می آموزد که در هستی محدود خود برای رهایی از دلهره و اضطراب نابودی، باید کنش هایی اصیل را خود انتخاب کند تا به درک معنای «وجود» دست یابد. این نوشتار قصد دارد از نظریه «دازاین» و «معناشناسی» هایدگر استفاده کند تا به صورت کیفی و با شیوه تحلیل و توصیف، به جستجوی معنای «وجود» در شعر عطار بپردازد.
نویسندگان
دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران.
. دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران.
استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران.