بسط طرح وارههای تصویری و مفهومی دل در غزلیات شمس براساس نظریه لیکاف وجانسون
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در زبان شناسی شناختی، طرح واره های تصویری و استعاره های مفهومی ساختارهایی بنیادین در ذهن انسان اند که از تعامل پیاپی او با بدن، فضا و جهان پیرامون شکل می گیرند. این ساختارها امکان تصویرسازی و معناپردازی مفاهیم انتزاعی را از رهگذر بازتاب تجربه های حسی و فضایی فراهم می سازند.لیکاف و جانسون (۱۹۸۰) در نظریه خود بر این نکته تاکید می کنند که نظام مفهومی انسان ماهیتی استعاری دارد و ادراک جهان از خلال تجربه های بدنی و شناختی سامان می گیرد. پژوهش حاضر، با رویکرد شناختی و روش توصیفی-تحلیلی، به تحلیل مفهوم انتزاعی «دل» در غزلیات شمس می پردازد و می کوشد پاسخ دهد چگونه طرح واره های تصویری در این غزلیات برای بازنمایی مفهوم انتزاعی «دل» به کار رفته اند و این طرح واره ها چگونه در انتقال مفاهیم عاطفی و شناختی مرتبط با «دل» نقش ایفا می کنند. داده های پژوهش شامل گزیده هایی از غزلیات شمس است که مفهوم «دل» در آن ها به صورت استعاری و تصویری مطرح شده است. تحلیل داده ها بر اساس چارچوب نظری طرح واره های تصویری انجام شد تا الگوها و ساختارهای ذهنی پشت استعاره های مرتبط با «دل» استخراج شود. یافته ها نشان می دهد طرح واره های متنوعی همچون «ظرف»، «جهان»، «مسافر» و «نیروی فعال» برای بازنمایی «دل» به کار رفته اند. این طرح واره ها «دل» را به عنوان مفهومی چندبعدی، شامل ابعاد عاطفی و شناختی، به شکلی ملموس و قابل فهم در زبان و شعر جلوه گر می سازند و نقشی کلیدی در انعکاس نگرش های عرفانی و فلسفی شاعر نسبت به هستی و معنای زندگی ایفا می کنند. این پژوهش دریچه ای نو به فهم لایه های عمیق معنایی «دل» در ادبیات فارسی می گشاید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ورامین- پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، ایران
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ورامین- پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، ایران.
استادیار گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ورامین -پیشوا، ایران.