بررسی شکاف دیجیتالی در دوران آموزش مجازی و تاثیر آن بر نابرابری آموزشی در میان دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_16515
تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404
چکیده مقاله:
این مقاله به تحلیل موشکافانه و چندسطحی پدیده شکاف دیجیتالی در بستر بحرانی آموزش مجازی ناشی از همه گیری می پردازد و استدلال می کند که این شکاف، صرفا یک مسئله دسترسی فنی نبوده، بلکه به عاملی تعیین کننده و تشدیدکننده در بازتولید و عمق بخشی به نابرابری های ساختاری آموزشی بدل گشته است. با عبور از تعاریف ساده انگارانه مبتنی بر دسترسی سخت افزاری، این پژوهش، شکاف دیجیتالی را به مثابه یک پدیده چندبعدی و انباشتی در نظر می گیرد که لایه های دسترسی (دسترسی به ابزار و اتصال)، مصرف (مهارت استفاده کارآمد)، و خلق (توانایی تولید محتوا و مشارکت فعال) را در بر می گیرد. با استفاده از رویکردی ترکیبی (تحلیل اسناد، داده های ثانویه و مطالعات کیفی)، مقاله نشان می دهد که آموزش مجازی اجباری، همچون یک آزمون بزرگ اجتماعی عمل کرده که نابرابری های نهفته در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جغرافیایی دانش آموزان را عریان و تشدید نموده است. یافته ها حاکی از آن است که دانش آموزان محروم از سرمایه دیجیتالی و فرهنگی، نه تنها از دسترسی فیزیکی به ابزار و اینترنت پرسرعت محروم بوده اند، بلکه فاقد فضای اختصاصی مطالعه، حمایت آموزشی خانواده، سواد دیجیتالی انتقادی و خودنظم دهی لازم برای یادگیری موثر در محیط های آنلاین نیز بوده اند. این امر منجر به ایجاد یک چرخه معیوب محرومیت آموزشی شده که پیامدهای آن، افت شدید یادگیری، افزایش ترک تحصیل پنهان، کاهش انگیزه و تشدید احساس ناتوانی است. چالش اصلی، طبیعی پنداری این شکاف به عنوان تبعات اجتناب ناپذیر فناوری و فقدان راهبردهای کلان عدالت محور برای جبران آن است. راهکارهای پیشنهادی، فراگیر و چندسطحی هستند و بر سیاست گذاری توزیع عادلانه زیرساخت، آموزش سواد دیجیتالی برای همه ذی نفعان، طراحی مدل های ترکیبی (هیبرید) عدالت محور و ایجاد شبکه های حمایت اجتماعی محلی تاکید دارند. نتیجه نهایی این است که اگر آموزش مجازی یا ترکیبی به بخشی دائمی از منظومه آموزشی بدل شود، نداشتن تمهیدات رادیکال برای پل زدن بر شکاف دیجیتالی، به معنای نهادینه سازی یک نظام آموزشی دوگانه و عمیقا ناعادلانه خواهد بود که آینده اجتماعی را به مخاطره می اندازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهتاب شرافت
لیسانس علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور اردبیل
زهرا علی نژاد جهانگیرلو
لیسانس رشته آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
فرشته بهزاد بیگدیلو
لیسانس رشته ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل