فناوری آموزشی و بازتعریف تعاملی ارتباط معلم و دانش آموز نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 99
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_8541
تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در سپیده دم قرن بیست ویکم و هم گام با شتاب فزاینده تحولات دیجیتال، عرصه تعلیم و تربیت با چالش ها و فرصت های بی سابقه ای مواجه گردیده است. هسته مرکزی این تحولات، مفهوم «تعامل آموزشی» است که ماهیت و کیفیت آن دستخوش دگرگونی های بنیادین شده است. این مقاله علمی-پژوهشی با هدف تحلیل و تبیین چگونگی بازتعریف رابطه تعاملی بین معلم و دانش آموز در پرتو فناوری آموزشی، به شیوه تحلیلی-توصیفی و با مرور نظام مند ادبیات تخصصی حوزه علوم تربیتی و فناوری آموزشی انجام شده است. بیان مسئله مقاله، معطوف به شکاف نظری و عملی موجود میان الگوهای سنتی رابطه معلم-محور و الزامات محیط یادگیری دیجیتال شده است. در این الگوهای سنتی، معلم به عنوان منبع انحصاری دانش و دانش آموز به عنوان دریافت کننده منفعل تصویر می شد، حال آنکه فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی، امکان های بی شمار و سناریوهای جدیدی برای تعامل دوسویه، چندسویه و شبکهای ایجاد کرده اند. ضرورت انجام این پژوهش، ناشی از نیاز مبرم نظام آموزش و پرورش ایران به الگویی بومی و پویا برای همسو شدن با تحولات جهانی، حفظ کارآمدی فرآیند یاددهی-یادگیری و تربیت نسلی است که بتواند در جامعه پیچیده اطلاعاتی، نقشی فعال و مسئولانه ایفا نماید.هدف اصلی این مقاله، واکاوی ابعاد مفهومی این بازتعریف و استنتاج پیامدهای تربیتی-کاربردی آن است. اهداف فرعی شامل تحلیل تحول نقش معلم از انتقال دهنده به تسهیل گر، راهبر و هم یار یادگیری، بررسی تحول نقش دانش آموز از مصرف کننده به سازنده فعال، مشارکت جو و نقدگر دانش، و همچنین شناسایی شایستگی های حرفه ای مورد نیاز معلمان در این عصر جدید می باشد. یافته های مفهومی این تحقیق نشان می دهد که فناوری آموزشی، رابطه معلم و دانش آموز را از یک رابطه سلسله مراتتی خطی، به سوی یک رابطه شبکه ای، افقی و تعاملی سوق می دهد. در این رابطه نوین، فضای کلاس درس از انحصار فیزیکی خارج شده و به یک «حوزه یادگیری گسترده» تبدیل می گردد. تعامل در این فضا می تواند همزمان (هم گاه) یا ناهمزمان (ناهم گاه)، متنی، تصویری، صوتی یا ترکیبی از این رسانه ها باشد. این امر موجب غنای ارتباط و انعطاف پذیری زمانی-مکانی می گردد، اما در عین حال، مستلزم مهارت های سواد دیجیتالی، خودتنظیمی و مسئولیت پذیری بیشتر از سوی هر دو طرف است.یافته ها حاکی از آن است که این تعامل فناورانه، پیامدهای عمیق روان شناختی و یادگیری به همراه دارد. از منظر روان شناختی، می تواند به افزایش احساس خودکارآمدی، استقلال و انگیزش درونی دانش آموزان بیانجامد، مشروط بر آنکه احساس تعلق و ارتباط عاطفی مثبت نیز در بسترهای مجازی ایجاد شود. از منظر یادگیری، تعامل غنی شده با فناوری، یادگیری مشارکتی، مسئله محور و مبتنی بر پروژه را تسهیل می کند و امکان شخصی سازی مسیرهای یادگیری را فراهم می سازد. کاربردهای تربیتی این تحول نیز بسیار گسترده است. در سطح خرد، طراحی فعالیت های یادگیری تعاملی و مبتنی بر شبیه سازی، استفاده از سیستم های مدیریت یادگیری برای تعامل مستمر و ارائه بازخورد، و توسعه محتوای چندرسانه ای توسط خود معلمان و دانش آموزان از جمله این موارد است. در سطح کلان، مستلزم بازنگری در برنامه های درسی، ارزشیابی و همچنین برنامه های تربیت معلم است. نتیجه آنکه، موفقیت در بازتعریف این رابطه، منوط به عبور از نگرش ابزارمحور به فناوری و اتخاذ نگرشی انسان محور و pedagogically-driven است که در آن فناوری در خدمت تعمیق و تعالی فرآیندهای انسانی یاددهی-یادگیری قرار می گیرد.
کلیدواژه ها:
فناوری آموزشی ، تعامل آموزشی ، رابطه معلم و دانش آموز ، یادگیری دیجیتال ، شایستگی های حرفه ای معلمان ، آموزش و پرورش ایران ، تحول نقش ها.
نویسندگان
فرناز یزدان ادیب
لیسانس مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب
الهام گودرزی
کارشناسی دبیری علوم تجربی دانشگاه آزاد الیگودرز
مجید ساکی
لیسانس زیست شناسی دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد دبیر علوم تجربی