نسل آلفا و تحول تدریجی در الگوهای تدریس خلاقانه نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_8266
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
نسل آلفا، به عنوان نخستین نسلی که از بدو تولد در احاطه کامل فناوری های دیجیتال، هوش مصنوعی، رسانه های تعاملی و محیط های یادگیری شبکه ای رشد یافته است، بازتعریفی بنیادین از مفاهیم سنتی یادگیری، آموزش و تدریس را ضروری ساخته است. این نسل نه تنها از حیث ویژگی های شناختی، عاطفی و اجتماعی با نسل های پیشین تفاوت معنادار دارد، بلکه انتظارات متفاوتی از مدرسه، معلم، محتوا و روش های آموزشی دارد. در چنین شرایطی، الگوهای تدریس خلاقانه نوین به مثابه پاسخی تدریجی اما عمیق به تحولات نسلی، در کانون توجه نظام های آموزشی پیشرو قرار گرفته اند. چکیده حاضر با هدف تبیین جامع پیوند میان ویژگی های نسل آلفا و تحول تدریجی الگوهای تدریس خلاقانه، به واکاوی ابعاد نظری، تربیتی و کاربردی این دگرگونی می پردازد.در این مقاله، ابتدا نسل آلفا به عنوان یک پدیده تربیتی فرهنگی تحلیل می شود و نشان داده می شود که چگونه سبک های یادگیری چندحسی، تمایل به تعامل فعال، نیاز به بازخورد فوری و گرایش به یادگیری مبتنی بر تجربه، ساختار کلاس های سنتی را به چالش کشیده است. سپس، مفهوم «تحول تدریجی» در الگوهای تدریس مورد توجه قرار می گیرد؛ تحولی که نه بر نفی کامل روش های کلاسیک، بلکه بر بازآفرینی خلاقانه آن ها در بستر فناوری و روان شناسی یادگیری نوین استوار است. تاکید مقاله بر این نکته است که آموزش نسل آلفا نیازمند گذار آرام اما هدفمند از الگوهای معلم محور به الگوهای یادگیرنده محور، مشارکتی و خلاق است.در ادامه، نقش خلاقیت آموزشی به عنوان حلقه اتصال میان نیازهای نسل آلفا و ماموریت های تربیتی آموزش و پرورش تحلیل می شود. خلاقیت در این چارچوب نه صرفا به معنای استفاده از ابزارهای فناورانه، بلکه به مثابه نگرشی نظام مند در طراحی آموزشی، ارزشیابی، مدیریت کلاس و تعامل معلم دانش آموز تبیین می گردد. مقاله نشان می دهد که الگوهای تدریس خلاقانه نوین، نظیر یادگیری مبتنی بر پروژه، یادگیری مسئله محور، کلاس وارونه، یادگیری ترکیبی و رویکردهای بازی وارسازی، چگونه می توانند پاسخگوی سبک شناختی نسل آلفا باشند و هم زمان اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را نیز محقق سازند.از منظر سیاست گذاری آموزشی، این پژوهش بر ضرورت هم سوسازی برنامه های درسی، تربیت معلم و فرهنگ مدرسه با ویژگی های نسل آلفا تاکید می کند. نتایج تحلیلی مقاله حاکی از آن است که بی توجهی به تحولات نسلی، می تواند شکاف عمیقی میان مدرسه و زیست جهان یادگیرندگان ایجاد کند؛ درحالی که پذیرش تدریجی الگوهای تدریس خلاقانه، زمینه ساز افزایش انگیزش، عمق یادگیری و عدالت آموزشی خواهد بود. در نهایت، چکیده حاضر تاکید می کند که آینده آموزش و پرورش در گرو فهم عمیق نسل آلفا و بازاندیشی مستمر در الگوهای تدریس است؛ بازاندیشی ای که خلاقیت، انعطاف پذیری و انسان محوری را در کانون خود قرار می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کبری امین منش
ارشد دانشگاه آزاد خرم اباد تربیت بدنی گرایش رفتارحرکتی
حمزه امین منش
ارشد دانشگاه آزاد بروجرد تربیت بدنی گرایش مدیریت ورزشی
زهرا مومن زاده
ارشد دانشگاه ازاد بروجرد تربیت بدنی گرایش فیزیولوژی
مهسا حدادیان
ارشد دانشگاه آزاد بروجرد ریاضی گرایش مالی