نقش توازن قوا میان مردم و حکومت در کاهش نابرابری های ناموجه در ایران (فراز و فرود اقتصاد سیاسی ایران در دوره ۱۴۰۰-۱۳۸۴)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 61

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IJER-30-104_004

تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404

چکیده مقاله:

مسئله توسعه نیافتگی در ایران همواره با پدیده ای پارادوکسیکال همراه بوده است. از یک سو، توافق عمومی بر ضرورت توسعه برای دستیابی به بهروزی اجتماعی وجود دارد و از سوی دیگر، اجماع نظری و سیاسی بر مسیر تحقق آن حاصل نشده است. در این مقاله، با اتکا به آراء نوین در تبیین توسعه نیافتگی که مهم ترین عامل عدم تحقق توسعه را نابرابری می دانند، مقوله عدم توازن قوا میان مردم و حکومت مهم ترین عامل تشدید نابرابری ها دانسته شد و بر اساس رویکرد نهادگرایی و با استفاده از مدل نظری ترکیبی نورث و همکاران، فوکویاما و عجم اوغلو، نقش توازن قوا میان فرادستان و فرودستان در بازتولید یا مهار نابرابری های ناموجه در ایران بررسی گردید. یافته های پژوهش نشان داد که نابرابری در توزیع قدرت، ثروت و منزلت، حاصل فقدان یا ضعف توازن پایدار در روابط دولت و ملت بوده است و هرقدر از حاکمیت یک دست فاصله گرفته می شد، نابرابری ها کاهش می یافت و هرچقدر حاکمیت به سمت یکپارچه شدن حرکت کرد، نابرابری ها افزایش یافت. در نهایت، مقاله تاکید کرد که عبور از وضعیت موجود و حرکت به سوی توسعه مستلزم بازآرایی نهادی و ایجاد لویاتان مقیدی است که هم زمان واجد توان اجرایی، پیگیر حاکمیت قانون و پاسخگوی دموکراتیک باشد؛ امری که تنها از طریق ایجاد توازن میان دولت و جامعه مدنی از نوع دولت قوی، ملت قوی ممکن است.

نویسندگان

مهسا کریمی

دانشجوی دکتری رشته علوم اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

حسین راغفر

استاد دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی ، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران