هم کنشی محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–تناسلی در ماساژ تعادل: رویکردی مبتنی بر تنظیم آلوستاتیک

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 125

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MEDHEAL01_058

تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404

چکیده مقاله:

هدف این پژوهش، تبیین نقش محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–تناسلی (HPG) در رویکرد درمانی مکتب تعادل و بررسی چگونگی اثر ماساژ تعادل بر تنظیم عصبی–هورمونی تولیدمثل زنان از دیدگاه آلوستازی است. در این چارچوب، بدن زنانه به منزله سامانه ای پیش بین و خودتنظیم در نظر گرفته می شود که از طریق واکنش های عصبی و هورمونی چندسطحی، تعادل خود را میان محورهای HPA و HPG حفظ می کند. روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از داده های فیزیولوژیک به روز و مبانی نظری مکتب تعادل انجام شده است. این مکتب، که به دست وحید نثاری بنیان نهاده شده و بر پایه چند دهه تجربه در حوزه ماساژ درمانی و طب مکمل شکل گرفته، بدن را موجودی هوشمند با توان بازتنظیم پیش بینانه تلقی می کند. یافته ها نشان می دهد تماس آگاهانه و ریتم دار در ماساژ تعادل، از طریق فعال سازی مسیر واگال و بازآرایی مدار هیپوتالاموس–رحم، موجب کاهش بار آلوستاتیک، افزایش اکسی توسین و بازگشت هماهنگی هورمونی می گردد. در سطح عملکردی، فرایند درمان نه به منزله ریلکسیشن، بلکه بازآموزی بدن برای «یادگیری دوباره تعادل» تعریف می شود؛ حالتی که در آن پاسخ های پیش بینانه و تنظیمی بدن در هماهنگی پویای عصبی قرار می گیرند. در نتیجه، مکتب تعادل به عنوان رویکردی بنیان گذارانه از سوی وحید نثاری، مدلی نوین از ارتباط لمس، آگاهی و فیزیولوژی ارائه می دهد که می تواند مبنای طراحی پروتکل های بالینی برای تنظیم محور عصبی–هورمونی در زنان باشد و مسیر تازه ای از تلفیق بین علوم اعصاب، فیزیولوژی و درمان های کل نگر بگشاید.

نویسندگان

وحید نثاری

دانش آموخته دکتری مدیریت کسب و کار، مدرس و ماساژ تراپیست