حسد از دیدگاه مولانا و آدلر
محل انتشار: فصلنامه متن پژوهی ادبی، دوره: 29، شماره: 106
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_LTR-29-106_004
تاریخ نمایه سازی: 2 اسفند 1404
چکیده مقاله:
حسادت یکی از احساس های منفی و ناخوشایندی است که انسان فاقد کمال و والایی ممکن است در طول زندگی آن را تجربه کند و بیشترین آسیب آن، به شخص حاسد یا رشک برنده می رسد. حسود یا رشک برنده کسی است که خواستار زوال نعمت از صاحب نعمت است. حسد، از انواع صفات نکوهیده اخلاقی است که از دیرباز تاکنون در زبان و ادبیات فارسی انعکاس یافته است و شاعران و نویسندگان ایرانی، به عنوان افرادی اخلاق مدار و در جایگاه معلم بشریت، با بهره جویی از این کلیدواژه، اهتمام بر برشماری آثار سوء آن داشته اند. مولانا از جمله انسان هایی است که در جایگاه معلمی صاحب اندیشه، در قرن هفتم، به این ویژگی پرداخته است. از سویی دیگر علم روان شناسی نیز که با فضایل، رذایل، فزونی ها و کاستی های رفتاری انسان ها در ارتباط است، به این مقوله توجهی وافی نشان داده است. آلفرد آدلر، روان پزشک نامی نیز از صاحب نظرانی است که در این خصوص آثاری ارزشمند از خود باقی گذارده است. این مقاله با شیوه توصیفی تحلیلی و با رویکردی بینارشته ای، به سنجش آرای مولانا و آدلر، به عنوان دو صاحب نظر که در مکان ها و زمان های مختلف به این مقوله توجه مبذول داشته اند، می پردازد. از یافته های این پژوهش می توان به اعتقاد مشترک این دو به ریشه حسادت که همانا احساس حقارت است، اشاره کرد.کلید واژه: حسد، ادبیات فارسی، روان شناسی، مولانا، آدلر.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سمیرا اوقانی
دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
علی محمد موذنی
استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران