مبانی ارزششناختی روانشناسی اسلامی براساس منابع اسلامی با تاکید بر اندیشههای علامه مصباح یزدی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 62
فایل این مقاله در 31 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SIP-19-39_002
تاریخ نمایه سازی: 2 اسفند 1404
چکیده مقاله:
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: انسان ها نسبت به پدیده های پیرامون خود دو دسته قضاوت سامان میدهند؛ یک دسته در شکل گزاره هایی چون سیب در یخچال هست، اسحاق نیوتن نیروی جاذبه زمین را کشف کرد و لبخند ژوکند اثر لئوناردو داوینچی بیان میشوند. این گزاره ها هست ها و نیست ها را به نمایش میگذارند و دسته دوم قضاوت هایی مانند عدالت خوب است، ظلم بد است، ازدواج زن و مرد خوب است، همجنس گرایی بد است، قانون بقای انرژی درست است و مانند آن هستند. این قضاوت ها را که دارای مفاد خوب و بد، زشت و زیبا، باید و نباید و بایستگی و نبایستگی می باشند، قضاوت های ارزشی می نامند. از مفاد این گزارهها به ارزش ها و امور ارزشمند برای انسان یاد میشود؛ از جمله حوزههای ارزشی در زندگی انسان، ارزشهای علمی است که در چارچوب آنها درباره ارزشمندی یافتهها و دیگر متعلقات یک علم قضاوت میشود. روانشناسی یکی از عرصههای دانش است که حرکت کمالی خود را در مجرای سازمان ارزششناختی دانشمندان خود به پیش برده است. یکی از مولفههای سازمان ارزششناختی، مبانی ارزششناختی است که اندیشمند به آنها باور دارد و در سایه آنها به حدود و ثغور علم خود شکل میدهد و به آن پایبند میماند. در اینجا این سوال اساسی مطرح می شود که اگر علم روانشناسی بنا باشد در چارچوب سازمان ارزششناختی اسلامی شکل گیرد، دارای چه مختصاتی است؟ به همین منظور هدف این پژوهش بررسی مبانی ارزششناختی روانشناسی اسلامی براساس منابع اسلامی با تاکید بر اندیشههای علامه مصباح یزدی است و به طور خاص تلاش میکنند دو سوال اساسی را پاسخ دهد: الف) مبانی ارزششناختی براساس منابع اسلامی به ویژه نقطهنظرات علامه مصباح یزدی کدامند؟ ب) مبانی ارزششناختی براساس منابع اسلامی به ویژه نقطهنظرات علامه مصباح یزدی چه تاثیری بر شکلدهی روانشناسی اسلامی دارند؟ روش: در این پژوهش، نخست به منابع معتبر ارزششناختی از جمله آثار لودوینگ گرونبرگ، میلتون روکیچ، نورمن تی. فدر و آر. اس. نئاگارازان مراجعه شد. ارتباط دانش و به عبارت دیگر ارتباط یافتههای علمی و ارزشهای حاکم بر روان اندیشمندانی که به علمورزی میپردازند به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شد. این نقطهنظرها با اندیشههای ارزششناختی اسلامی که بیشتر در علم کلام، اصول فقه، منطق و اخلاق مطرح شده بود و همچنین کتابهای فلسفه اخلاق مقایسه شد که از آثار مرتضی مطهری، علامه مصباح یزدی و دیگر اندیشمندان بودند و نتایج به روش تحلیل محتوا استنباط شد. یافتهها: الف) در ساختار روان هر فرد در کنار سازمان شناختی، سازمان ارزشها نیز شکل میگیرد که کارکرد آن از لحاظ روانشناختی به صورت باید و نباید، خوب و بد و شایسته است و... تجربه میشود و در مقام عمل به صورت ترجیحات و درنهایت انتخاب یک گزینه و ترک دیگری نمودار میگردد؛ ب) سازمان ارزشی هر فرد مبانی، حوزههای ارزشی و گزارههای ارزشی را دربردارد که حوزههای ارزشی آن شامل شش حوزه نظریه ای، اقتصادی، زیبایی شناختی، اجتماعی، سیاسی، دینی و اخلاقی است؛ ج) اندیشمند در تلاش برای کشف واقع، معمولا در چارچوب سازمان ارزشی خود دست به انتخاب میزند نه قضاوتهای مطلق عقلی؛ بدین سبب هر فرد، علمی با موضوع، قلمرو، مسائل، نحوه تبیین، روش بررسی و اهداف خاص را پدید میآورد؛ د) از نظر علامه مصباح یزدی حوزههای ارزشی در کنار مبانی ششگانه آنها دست به دست هم میدهند تا هر علم از جمله روانشناسی چارچوبی خاص مییابد. این مبانی عبارت اند از: ۱. واقع نمایی قضایای ارزشی؛ ۲. اثبات پذیری قضایای ارزشی؛ ۳. اطلاق برخی قضایای ارزشی؛ ۴. ذومراتب بودن ارزش های وسیله ای (غیری) و تقدم ارزش های تاثیرگذار در دستیابی به هدف در مقام تزاحم؛ ۵. نیت فاعل، ملاک ارزش فعل اختیاری؛ ۶. قرب به خداوند، ارزش نهایی انسان و ملاک نهایی ارزشمندی علم به عنوان فعل اختیاری؛ ه) اگر روانشناسی بخواهد موضوع آن فراگیر شود و به سلامت و سعادت انسان کمک کند، باید «ابعاد و کنشهای نفس و فرایندهای زیرین آن به عنوان موضوع قرار دهد؛ زیرا تنها در این صورت ویژگیهای روانشناختی انسان به شکل جامع مورد بحث قرار میگیرد؛ و) در کنار روش تجربی، روش استدلالی (عقلانی)، شهودی و وحیانی نیز باید به کار گرفته شود؛ ز) در عرصه سلامت و بیماری در کنار ملاکهای روانشناختی، ملاک ایمان و کفر و عمل صالح و به طور کلی هنجارهای دینی نیز مدنظر قرار گیرد. نتیجهگیری: اولا قضاوت ارزشی و ارزشگذاری وقتی از سازمان روانی انسان صادر می شود که دو امر را با هم مقایسه کند و یکی را به عنوان ابزار دستیابی به دیگری ادارک کند. تپه ای را در نظر بگیرید که میان دو محله قرار گرفته و دسترسی به دو محله را برای اهالی سخت کرده است. در این فرض، اهالی دو محله به ذهن شان می آید که این تپه نباید اینجا باشد و چیز بدی است. این ادراک وقتی حاصل می شود که وجود تپه با سهولت یا صعوبت تعامل اهالی دو محله مقایسه شود. اکنون اگر جنگی میان اهالی دو محله رخ دهد، جایگاه ارزشی این تپه عوض می شود؛ چون این بار وجود تپه با حفاظت از دو محله سنجیده می شود و چه بسا ادراک افراد دو محله این شود که تپه چیز خوب و مناسبی است. اگر اهداف متنوع و متعارض شود، ممکن است ارزش ها نیز متعارض شود. چنان که می بینیم در اینجا امر ارزشی به شیئی از اشیا نسبت داده شد، اما برخی ارزش ها مانند نیکوکاری و بخشندگی، فقط به انسان نسبت داده می شوند. ثانیا براساس این مبانی، نخستین عرصهای که روانشناسی اسلامی با روانشناسی معاصر متفاوت می شود، اصل و حدود و ثغور موضوع روان شناسی به عنوان علم است. براساس مبانی ارزش شناختی دین اسلام موضوع روان شناسی اسلامی «ابعاد و کنش های نفس» است، نه رفتار که مکتب رفتارگرایی بر آن اصرار می ورزد، و نه رفتار و فرایندهای زیرین آن که حاصل سه مکتب رفتاری، شناختی و زیستی می باشد؛ زیرا اینها تنها بخشی از ابعاد و کنش های نفس اند. دومین تفاوت این است که ارتباط انسان با خدا به عنوان عام ترین رفتار انسان به منزله یکی از قلمروهای اصلی روان شناسی اسلامی در نظر گرفته می شود. سومین دگرگونی در عرصه اختلالات روانی رخ خواهد داد که بر اثبات پذیری و اطلاق قضایای ارزشی مترتب می شود. در دین اسلام، اولا افزون بر سه معیار همرنگی با هنجارها، ناراحتی درونی و بدکاری، ایمان و کفر نیز معیاری اساسی برای تشخیص هنجار و نابهنجار شمرده می شود و ثانیا دیدگاه اسلام درباره برخی مصداق های هنجار و نابهنجار مانند همجنس گرایی، تغییر جنسیت و... با روان شناسی تفاوت دارد. چهارمین تفاوت این است که بعد اخلاقی نفس در کنار قضاوت های اخلاقی موردنظر لارنس کلبرگ و دیگران به موضوعات روان شناسی اسلامی افزوده می شود. پنجمین مورد، استفاده از همه روش های ممکن برای شناخت ابعاد موضوع روانشناسی اسلامی است. ششمین جنبه اینکه قرب به خداوند به عنوان ارزش نهایی انسان شناخته می شود و درنتیجه مقرب بودن ذاتی علم، ملاک نهایی ارزشمندی روان شناسی اسلامی به شمار می رود؛ به عبارت دیگر علمی که حاصل اندیشه ورزی جمع زیادی از دانشمندان است، باید علمی نافع باشد و ظرفیت تامین سعادت دنیوی و اخروی افراد را داشته باشد. این علم ابزاری است که سعادت اخروی انسان را تامین میکند، هرچند بهزیستی او در این جهان را نیز مدنظر قرار میدهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رحیم ناروئی نصرتی
دانشیار، گروه روان شناسی. موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره). قم. ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :