خوانش فلسفی از مبانی «معنویت زنانه» در اندیشه کلاریسا پینکولا استس

سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_HASPH-10-2_012

تاریخ نمایه سازی: 30 بهمن 1404

چکیده مقاله:

معنویت زنانه را می توان به معنای الگویی دربردارنده بایدها و نبایدها برای استعلای وجودی زن دانست. بدین سان، پرسش اینکه چگونه با نظر به مولفه های دینی – اسطوره ای در اندیشه استس می توان به خوانشی فلسفی-وجودی از معنویت زنانه دست یافت، این خوانش بر بنیاد یک بینش و دو مولفه قوام می یابد. بینش بنیادین اینکه معنویت زنانه یکسره مبتنی بر تصدیق هستی خاص زن می کوشد تا به شکل فردگرایانه به تحقق زنانگی اصیل دست یابد. این بینش بر این اندیشه، قوام می یابد که هر زن به منزله نوعی منحصربه فرد و همچون اولین و آخرین نمونه لحاظ شده و استعلای وجودی در معنویت زنانه با این برداشت بسان معنویت معطوف به فهم وجودی است. دو مولفه نیز عبارت است از: نخست، اصالت رهیافت دیونیسوسی؛ به این معنا که فردیت زن، پیروزمندانه از ظواهر ملالت بار زندگی، که خود را بسان رنج نمایان می کنند، گذر می کند و با شادی و نشاط به زندگی آری گفته و تحول زیستی را دامن می زند. دوم، معنویت زنانه بسان زیست استعلایی برای یافتن معنایی از خویشتن، شکوفایی خویش، تبیین و تثبیت فلسفه حیات زنانه و ارائه بینش متافیزیکی برای پایبندی به زندگی دیونیسوسی عمل می کند. البته رسیدن به چنین موضعی، قرین تمرین و ممارست است و ازآن روست استس تاکید می کند درک طبیعت زن وحشی یک آیین نیست، بلکه تمرین است.

نویسندگان

محمدحسین کیانی

استادیار دانشگاه بین المللی اهل بیت (ع)، تهران، ایران.