تحلیل و نقد کهن الگویی رمان «زیبا» با رویکرد آنیمایی
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 25 بهمن 1404
چکیده مقاله:
یکی از رویکردهای نقد ادبی معاصر، نقد کهن الگویی است که بر مبنای دیدگاه های یونگ، به حوزه نقد ادبی وارد شد. او آنیما را مهم ترین کهن الگو و تجسمی از روح زنانه در زیست روانی مرد می داند که در دو نمایه مثبت و منفی نمود دارد. از آنجا که آثار روایی، بستر مناسبی برای عینیت یافتن بسیاری از کنش های روانی است، بهترین بستر برای بررسی آنیما و چگونگی کنش آن است. در جستار پیش رو، با روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی این کهن الگو در رمان «زیبا» اثر محمد حجازی پرداخته شده است. یافته های این پژوهش که نخستین رویکرد کهن الگویی به این اثر است، نشان از این واقعیت داشت که آنیما در هر دو قطب مثبت و منفی، ابتدا در وجود مادر راوی و پس از آن در زینب، زیبا، لیلی، شاه جان و دیگر زنان اطراف او تجلی یافته است. این کهن الگو در نمود منفی هر لحظه هویدا می گردد. زیبا به عنوان شخصیت زن مرکزی، تمام توجه آنیمای حسین را به خود اختصاص می دهد. کم توجهی به آنیمای مثبت، موجب عدم تعادل روانی راوی شده، او را به ورطه نابودی خانوادگی و اجتماعی سوق می دهد. در پایان، میرزا حسین با آنیمای خود آشتی کرده، تلاش می کند تا به شناختی درست از خود دست یابد. آنیما در این رمان، با نقش آفرینی های متفاوت موید شاخصه تکرار شوندگی کهن الگوها بوده، یادآور این امر است که کهن الگوها، بدون محدودیت، نقش خود را در زندگی بشر ایفا می نمایند.
نویسندگان
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه مازندران، ایران
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه مازندران، ایران
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه مازندران، ایران
استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه مازندران، ایران