بررسی شرایط حاکم اسلامی از دیدگاه فارابی و ملاصدرا
محل انتشار: فصلنامه رهنمون انقلاب اسلامی، دوره: 2، شماره: 8
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ENGHLB-2-8_006
تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404
چکیده مقاله:
حاکم در حکومت معنای خود را پیدا می کند و حکومت کردن به این معنا است که، کشتی اجتماع به ساحل مقصود هدایت شود. در این راستا ناخدا و خدمه و ... همراه کشتی در مسیری واحد و هدفی معین در حرکتند و همگان در خدمت ناخدای کشتی - که فردی ماهر، توانا، دلسوز، راه شناس و موج شناس است - هستند و از او اطاعت می کنند. حاکم در جامعه دینی در قلمرو مصالح کلی نظام، به نوعی که با حقوق افراد و جامعه تزاحم نیابد، به تمشیت و سازمان دهی و مدیریت جامعه می پردازد ناخدای این کشتی اولا و بالذات خداوند است و ثانیا و بالعرض در اختیار پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) قرار گرفته است و همان طور که انسان صاحب اختیار مطلق تمام اعضایش است همان طور هم، خداوند متعال هیئت حاکمه را صاحب اختیار مطلق تمام افراد گردانیده است. حاکم اسلامی انسان استثنایی است که با عوالم بالا در ارتباط است و به مرتبه عقل بالفعل و معقول بالفعل رسیده است. قوه متخیله اش به نهایت کمال خود نائل آمده در همه حالات خویش آمادگی دریافت فیوضات وحیانی را از طریق «عقل فعال» دارد و مورد عنایت خداوند است و اینکه حکومت الهی با زعامت انسان کامل با هدف تامین سعادت دنیا و آخرت بشریت حکومت مطلوب است و در زمان غیبت امام معصوم (ع) این مهم به عهده ولی فقیه جامع الشرایط، متخصص و کارشناس دین گذاشته شده است. با تشخیص صفات و شرایط حاکم، لزوم پیروی از آن ها به میان می آید و همچنین با اثبات صفات آن ها، بحث الگو بودن آن ها به عنوان نمایندگان الهی بر روی زمین مطرح می شود. اشتراکات زیادی بین نظریات این دو عالم دین وجود دارد از جمله اینکه هر دو برای حاکم اسلامی شرایطی را در نظر گرفته اند، مرحوم فارابی در آراء اهل المدینه الفاضله و تحصیل السعاده شانزده صفت را برای حاکم اسلامی می شمارد از جمله آن صفات؛ حکیم، تعقل تام، قدرت بر جهاد و سلامتی بدن و ... همچنین مرحوم ملاصدرا در کتاب مبدا و معاد، شواهد الربوبیه و شرح اصول کافی شرایطی برای حاکم اسلامی ذکر می نماید که رئیس اول باید دارای نفسی کامل و در مرتبه عقل بالفعل، شجاع و ... باشد. از جمله مشترکات فارابی و ملاصدرا در این زمینه این است که امام، امام است و فرقی ندارد کسی از او تبعیت بکند یا نکند، فرقی ندارد قومی را پیدا بکند که کمک او کنند یا پیدا نکنند، حتی اگر دو نفر بر روی کره زمین باشند یکی از آن دو امام است و مشترکات دیگری هم دارند. از تمایزاتی که بین فارابی و ملاصدرا می توان قائل شد این است که ملاصدرا شروع بحث حاکم اسلامی را از جامعه و مدنیت گرفته ولی ملاصدرا سراغ ریشه رفته و دست روی نقطه اصلی یعنی نیاز انسان و نقص انسان گذاشته است؛ انسان برای رشد و رسیدن به کمال نیاز به حاکم دارد و چون انسان ناقص است نیاز به حاکم اسلامی دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حمید کریمی
جامعه المصطفی