تحلیل مکانی فضاهای ناامن محله مولوی شهر قزوین مبتنی بر رویکرد شبکه ای ANP و سامانه اطلاعات جغرافیایی GIS
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 80
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_UREP-7-4_008
تاریخ نمایه سازی: 17 بهمن 1404
چکیده مقاله:
تامین امنیت محیطی در بافت های شهری، به ویژه در محلات با بافت فرسوده، به عنوان یک مولفه بنیادین برای ارتقای کیفیت زندگی شهری و جلوگیری از تبدیل شدن فضاها به کانون های جرم خیز، به شمار می آید. این امر، ضرورتی اساسی در فرایند برنامه ریزی و مدیریت شهری است و نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت، پایداری اجتماعی و افزایش مطلوبیت فضاهای عمومی ایفا می کند. این پژوهش با روش کمی و با تمرکز بر نتایج کاربردی، در تلاش است تا یک چارچوب تحلیلی دقیق و عملیاتی ارائه دهد. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل مکانی جامع و اولویت بندی فضاهای ناامن شهری است. محدوده مورد مطالعه این پژوهش، محله مولوی شهر قزوین است که یکی از بافت های حساس شهری نیازمند مداخله هدفمند در زمینه امنیت محیطی به شمار می آید. برای نیل به این هدف، محققان به تدوین نوعی چارچوب تحلیلی پیشرفته روی آورده اند که مبتنی بر تلفیق تحلیل شبکه سلسله مراتبی (ANP) و تحلیل مکانی سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)؛ روش ANP Fuzzy استوار است. نتایج تحلیل ANP نشان داد از سه معیار اصلی در تعیین فضاهای ناامن محله؛ «عملکرد» با وزن (۰/۴۸۸)، «فرم کالبدی» با وزن (۰/۳۰۸) و «کیفیت محیطی» با وزن ۰/۲۰۴ به ترتیب بالاترین اولویت را از نظر کارشناسان برای شناسایی فضاهای ناامن داشته اند. در حالی که در میان معیارهای فرعی؛ «نقاط کور محله» ۰/۲۲۳ و «عدم روشنایی کافی» ۰/۲۱۳ بیشترین وزن و «جداره های ناهمخوان» با وزن ۰/۰۰۱ کمترین اهمیت را در تشدید احساس ناامنی داشتند. تحلیل مکانی ANP Fuzzy نشان می دهد اغلب فضاهای ناامن در بخش های مرکزی، غرب و جنوب غربی محله مولوی متمرکز هستند. این تحلیل به روشنی ناهمگونی فضایی در توزیع امنیت محله مولوی را آشکار ساخت. کانون های ناامنی به طور سیستماتیک با ضعف ساختاری در اصول فرم کالبدی محله (معابر با هندسه نامناسب و نقاط کور)، عدم نظارت اجتماعی توسط ساکنان، عدم روشنایی، وجود بناهای رها شده در ارتباط هستند و همچنین شکاف مدیریتی توسعه ای محله است، که به خارج شدن این محدوده ها از دایره توجه و مداخلات موثر برنامه ریزی شهری منجر شده است. در نهایت، با توجه به نقشه فضاهای ناامن، محله به سه سطح امنیتی «ضعیف»، «متوسط» و «بالا» پهنه بندی شد تا استراتژی های مداخله ای هدفمند تدوین شود. راهکارهای کلیدی پیشنهادی شامل: افزایش نظارت اجتماعی در محله ( از طریق اختلاط کاربری های محلی، طراحی فضاهای مکث در محله)، تاکید بر روشنایی فعال و تطبیق پذیر، استفاده از دوربین های با وضوح بالا و دید در شب، به کارگیری فناوری نوین امنیتی همچون ؛ سیستم پایش مستمر مبتنی WebGis و دوربین های هوشمند (مجهز به قابلیت های تحلیلی) این راهکارها ابزاری کاربردی برای طراحان و برنامه ریزان شهری فراهم می سازد تا با تمرکز بر کاهش مناطق مستعد وقوع جرم، گامی موثر به منظور ارتقای امنیت محله بردارند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه غیاثوند
کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری، گروه شهرسازی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
ملیحه باباخانی
استادیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
محمدرضا یزدان پناه شاه آبادی
استادیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :