آموزش تلفیقی و یادگیری علوم
محل انتشار: نشریه آفاق علوم انسانی، دوره: 8، شماره: 92
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_HSPR-8-92_011
تاریخ نمایه سازی: 14 بهمن 1404
چکیده مقاله:
تحولات علمی، فناورانه و اجتماعی قرن بیست ویکم، نظام های آموزشی را با ضرورت بازنگری در رویکردهای سنتی آموزش مواجه ساخته است. در این میان، آموزش تلفیقی به عنوان رویکردی نوین، توجه پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت را به ویژه در زمینه یادگیری علوم به خود جلب کرده است. هدف مقاله حاضر تبیین مبانی نظری آموزش تلفیقی و تحلیل نقش آن در ارتقای یادگیری علوم است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی–توصیفی و مبتنی بر مرور نظام مند ادبیات نظری، به بررسی پیوند آموزش تلفیقی با نظریه های یادگیری معاصر از جمله سازنده گرایی، یادگیری معنادار، یادگیری موقعیتی، یادگیری اجتماعی و نظریه بار شناختی می پردازد. یافته های نظری نشان می دهد که آموزش تلفیقی با ایجاد پیوند میان مفاهیم علمی و سایر حوزه های دانشی، زمینه یادگیری عمیق، معنادار و پایدار را در علوم فراهم می سازد. همچنین، این رویکرد با تاکید بر زمینه مندی یادگیری، حل مسئله و مشارکت فعال یادگیرندگان، می تواند فاصله میان دانش مدرسه ای و مسائل واقعی زندگی را کاهش دهد. نتایج تحلیل ها حاکی از آن است که آموزش تلفیقی نه صرفا یک روش تدریس، بلکه رویکردی پارادایمی در آموزش علوم محسوب می شود که مستلزم بازنگری در برنامه درسی، نقش معلم و شیوه های ارزشیابی است. در نهایت، مقاله بر ضرورت توجه نظام مند به طراحی آموزشی، توانمندسازی معلمان و توسعه پژوهش های کاربردی در حوزه آموزش تلفیقی علوم تاکید می کند.
نویسندگان
فرشته مقدم
لیسانس علوم- مقطع متوسطه اول