فرانسیس بیکن: علم و قدرت
محل انتشار: دوفصلنامه فلسفه، دوره: 23، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 29
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JOP-23-1_016
تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404
چکیده مقاله:
قرن شانزدهم تا پایان نیمه اول قرن هفدهم میلادی نقطه عطفی در حیات دینی، فلسفی و علمی، به خصوص در انگلستان به شمار می رود و علاوه بر تغییر در ساختار قدرت کلیسا و شروع اصلاحات دینی، دگرگونی های وسیعی در مفاهیم جاری در دین، فلسفه و علم به وقوع پیوسته است. در این انقلاب فکری و رنسانس فرهنگی دو فیلسوف بسیار تاثیرگذار بوده اند: دکارت و بیکن. تمرکز این مقاله بر اهمیت بیکن و دیدگاه او در علم و قدرت است. طول حیات بیکن (۱۶۲۶- ۱۵۶۱) در پایان دوره رنسانس و آغاز عصر جدید بوده است. او بنابر تغییرات صورت گرفته در کلیسا و نگرش مسیحی، بر جدایی الهیات از طبیعیات اصرار می ورزد و هرگونه شناخت علمی و عقلی خدا را نفی می کند. نقد بیکن بر الوهیت سبب شده تا برخی متفکران، او را به الحاد متهم کنند. از نظر آنان، بیکن فلسفه را از مابعدالطبیعه؛ و الهیات را از حقایق عالیه، به طبیعت و ماده یعنی به امور دانیه تقلیل داده است. او فیلسوفی تجربه گراست و به ضرورت استوار بودن علم بر پایه مشاهده و تجربه باور دارد. اندیشه او متوجه عمل است و نتایج عملی را مطمئن ترین نشانه اعتبار فلسفه می داند. او هویت اندیشه خود را در گذشته و متفکران عهد باستان می جوید. او منتقد اکثر متفکران یونان از پیش سقراطیان تا افلاطون و ارسطو می شود و به خصوص نقد جدی بر حکمای مدرسی به لحاظ روشی، افکار، و آرای آنها دارد. بعضی جهان را مدیون بیکن دانسته اند، زیرا مبادی فکر او را عاقلانه و حیات بخش یافته اند.
نویسندگان
shahin awani
استاد بازنشسته موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :