گونه شناسی آرامگاه های منطقه آذربایجان از منظر یادمانی
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بازخوانی «گونه شناسی آرامگاه های منطقه آذربایجان از منظر یادمانی»، به واکاوی پیوند نظام مند میان فرم، کارکرد، معنا و کهن الگو در دو بعد شناختی «تاریخی- جغرافیایی» و «فرهنگی- اجتماعی» می پردازد. مسئله اصلی، تبیین چگونگی هم نشینی زبان کالبدی بنا (هندسه، تناسبات، ساختار و مصالح)، نقش های آیینی و اجتماعی، دلالت های نمادین و رمزگان کهن الگویی در شکل دهی تجربه قدسی و حافظه جمعی است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است. داده ها بر پایه منابع اسنادی گردآوری و در چارچوب گونه شناسی چهارگانه شامل ابعاد کالبدی، کارکردی، معنایی و کهن الگویی به صورت کیفی تحلیل شد. نمونه های موردی شامل آرامگاه های شیخ شهاب الدین اهری، مقبره الشعرا تبریز، شمس تبریزی، ملاحسن کاشی، سلار دیلمی و آقالار، پوریای ولی و عون بن علی است. یافته ها نشان می دهد که الگوی غالب منطقه به شکل «گنبد/ چندوجهی» است و به مثابه زبان معماری قدسی به شمار می رود. در حالی که صورت های عمودی مینیمال مانند شمس تبریزی، یادآور کهن الگوی «محور عروج» هستند و سازمان های چندکانونی همچون مقبره الشعرا و عون بن علی به «شبکه های یادمانی» برای اجتماع سازی و حافظه سازی بدل می شوند. در مقابل، نمونه های کم حجم و حداقلی مانند آقالار، سلار دیلمی و ملاحسن کاشی، استمرار ساده گرایی و آیین های فردمحور را بازتاب می دهند و نمونه مدرن پوریای ولی با کالبد افقی کم تزئین، بیش از رمزگذاری آیینی، بر کارکرد اخلاقی- اجتماعی تاکید دارد. در نتایج، پنج گونه مختلف خوشه بندی شامل: عمودیت آیینی یا محور عالم، مجتمع های آیینی- اجتماعی چندکانونی، خلوتگاه های درونگرای زاهدانه، نظم های چندضلعی کیهانی و یادمان های پهلوانی- اخلاقی اجتماع ساز، بازشناسی شد. جمع بندی نتایج نشان داد که آرامگاه های آذربایجان ضمن تداوم زبان های فرمی مشترک، سناریوهای معنایی و کارکردی متمایزی را بازنمایی می کنند و در پیوند با زمینه های تاریخی- جغرافیایی و فرهنگی- اجتماعی، به تقویت هویت مکانی و حافظه جمعی می انجامند؛ هرچند در برخی نمونه ها، هم پوشانی مفهومی و تاکید افراطی بر تبیین های بیرونی، ظرفیت برانگیختگی ادراکی و دستیابی به مدلی تطبیقی برای خوانش روابط معنادار را دشوار می سازند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
دانش آموخته کارشناسی ارشد معماری، موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی- غیردولتی رشدیه، تبریز، ایران
استاد گروه معماری و شهرسازی، دانشکده معماری، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، ایران
استادیار گروه معماری، موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی- غیر دولتی رشدیه، تبریز، ایران