مقایسه ای برغفلت قهرمانان در سه داستان شاهنامه: سیاوش، رستم و اسفندیار، بهرام چوبین

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 44

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-7-78_180

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

چکیدهپژوهش حاضر به بررسی تطبیقی مولفه «غفلت» به مثابه سازوکاری ساختاری در خلق تراژدی در سه روایت برجسته حماسی شاهنامه فردوسی داستان های سیاوش، رستم و اسفندیار، و بهرام چوبین می پردازد. این مطالعه با به کارگیری روش تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای متنی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، همه داستان های شاهنامه (چاپ خالقی مطلق) را دربرمی گیرد و سه داستان مذکور با روش نمونه گیری هدفمند و بر پایه معیارهایی چون قوت عنصر تراژیک، پیچیدگی شخصیت پردازی، نقش کلیدی غفلت در پیشبرد پیرنگ، تنوع در گونه های غفلت، و اهمیت در کلیت شاهنامه، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده اند. گردآوری داده ها با تکیه بر مطالعه کتابخانه ای و فیش برداری نظام مند همراه با کدگذاری موضوعی صورت پذیرفته و تحلیل داده ها در سه سطح درون متنی، بین متنی و فرامتنی (تطبیقی) انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، تلفیقی از رویکردهای نقد ادبی (تحلیل محتوا و ساختارگرایی)، روان شناسی تحلیلی یونگ و جامعه شناسی ادبیات (نظریه بازتاب) است که امکان واکاوی چندبعدی مفهوم غفلت را فراهم می سازد. برای تضمین اعتبار پژوهش از راهبردهای بازبینی توسط خبرگان، مثلث سازی منابع و توصیف غنی، و برای سنجش پایایی از روش بازآزمایی با ضریب توافق ۰/۸۷ استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد غفلت در هر سه روایت، کارکردی محوری و علی در شکل گیری گره های تراژیک دارد، اما در هر مورد، با توجه به بافت روایی و سازوکارهای روان شناختی شخصیت ها، نمودی متمایز می یابد: در داستان سیاوش، غفلت برخاسته از فروغلتیدن در احساسات و تعلیق وجدان اخلاقی است؛ در روایت رستم و اسفندیار، این مولفه ریشه در تعصب ایدئولوژیک و جاه طلبی سیاسی دارد و به تقابل گفتمان های سنت و نوگرایی دامن می زند؛ و در داستان بهرام چوبین، غفلت در نادیده انگاشتن مشروعیت نهادینه شده و فره ایزدی تبلور می یابد و به بحران مشروعیت می انجامد. درنهایت، پژوهش حاضر استدلال می کند که فردوسی از غفلت نه به عنوان یک خطای انسانی گذرا، بلکه به مثابه سازه ای روایی-ساختاری بهره برده است که هم عمق تراژدی را می افزاید و هم در حکم هشداری اخلاقی-اجتماعی بر ضرورت خردورزی، مسئولیت پذیری و آینده نگری عمل می کند.

نویسندگان

محمد قربانی

۱- دبیردبیرستانهای شهرستان ایلام

مهسا حیدری

۲- دبیردبیرستانهای شهرستان ایلام

شهناز وهابی

۳- هنراموز شهرستان ایلام و معاون اموزشی