نقش یادگیری مشارکتی در افزایش تعامل و مسئولیت پذیری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_7439

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

یادگیری مشارکتی، به عنوان یک رویکرد آموزشی مبتنی بر همکاری گروهی، در دهه های اخیر توجه قابل توجهی را در حوزه های تربیتی و روان شناسی آموزشی به خود جلب کرده است. این رویکرد که بر اساس نظریه های سازنده گرایی و اجتماعی-فرهنگی بنا شده است، بر این اصل استوار است که دانش از طریق تعاملات اجتماعی و مشارکت فعال یادگیرندگان در فرآیندهای شناختی و عاطفی شکل می گیرد. مقاله حاضر با هدف بررسی نقش یادگیری مشارکتی در افزایش سطح تعامل و مسئولیت پذیری دانش آموزان تدوین شده است. در این راستا، پس از ارائه مقدمه ای جامع در مورد اهمیت و جایگاه یادگیری مشارکتی در نظام های آموزشی معاصر، مسئله اصلی پژوهش که همانا کاهش سطح مشارکت و مسئولیت پذیری دانش آموزان در محیط های آموزشی سنتی است، به تفصیل بیان می شود. اهداف پژوهش شامل تحلیل مکانیسم های تاثیرگذاری یادگیری مشارکتی بر تعامل و مسئولیت پذیری، شناسایی چالش های اجرایی این رویکرد و ارائه راهکارهای عملی برای غلبه بر این چالش ها می باشد. در بخش تعریف مفاهیم، اصطلاحات کلیدی از جمله یادگیری مشارکتی، تعامل آموزشی و مسئولیت پذیری تحصیلی با دقت مفهومی و عملیاتی تعریف می شوند. یافته های پژوهش که مبتنی بر مرور نظام مند مطالعات تجربی و نظری است، نشان می دهد که یادگیری مشارکتی از طریق مکانیسم هایی مانند ایجاد وابستگی مثبت، تقویت پاسخگویی فردی، توسعه مهارت های اجتماعی و تسهیل پردازش شناختی گروهی، به طور معناداری سطح تعامل شناختی، عاطفی و رفتاری دانش آموزان را افزایش داده و احساس مسئولیت پذیری آنان را در قبال فرآیند یادگیری و موفقیت گروه تقویت می کند. با این وجود، اجرای موثر این رویکرد با چالش های متعددی از قبیل مقاومت فرهنگی در برابر تغییر، کمبود زمان و منابع آموزشی، ناهماهنگی با نظام ارزشیابی سنتی، تراکم بالای کلاس ها و ناآشنایی معلمان با روش های تسهیل گری مواجه است. در پاسخ به این چالش ها، راهکارهای متعددی شامل طراحی دوره های توانمندسازی مستمر برای معلمان، بازنگری در برنامه های درسی و مواد آموزشی، اصلاح نظام ارزشیابی به سمت ارزیابی فرآیندمحور و گروهی، ایجاد حمایت های مدیریتی و سازمانی و توسعه فرهنگ مدرسه ای مبتنی بر همکاری پیشنهاد می شود. در نهایت، نتیجه گیری مقاله بر این نکته تاکید دارد که یادگیری مشارکتی نه تنها یک روش آموزشی کارآمد، بلکه یک ضرورت تربیتی برای پرورش شهروندانی مسئول، مشارکت جو و دارای مهارت های اجتماعی در قرن بیست ویکم است. پیشنهادات نهایی نیز بر لزوم ادغام این رویکرد در سیاست های کلان آموزشی، انجام پژوهش های طولی و کیفی بیشتر و ایجاد شبکه های تبادل تجربه میان معلمان تاکید می کنند.

نویسندگان

لطیفه عالشی آلیله

رشته مشاوره دانشگاه فرهنگیان

ریتا نورباقری

لیسانس معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی اردبیل

پروین ملازاده

کارشناسی ارشد رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه آزاداسلامی واحداردبیل