از انفعال تا آگاهی کنشگرانه: تحول شخصیت اصلی رمان چراغ ها را من خاموش می کنم در پرتو تحلیل نظام مند ایدئولوژیک دیالوگ
محل انتشار: فصلنامه جستارهای نوین ادبی، دوره: 58، شماره: 3
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JLSS-58-3_003
تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404
چکیده مقاله:
برخلاف خوانش های رایج، این پژوهش نشان می دهد که شخصیت کلاریس در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم، فرایند تحولی عمیق از انفعال به کنشگری را طی می کند که از طریق تحلیل نظام مند دیالوگ در دو سطح پیشنهادی در این جستار قابل اثبات است. سطح اول، دیالوگ های صریح را در بر می گیرد که شامل گفت وگوهای مستقیم، مونولوگ های درونی، و مکاشفه های شخصیتی است؛ این سطح، ویژگی های اولیه شخصیت، روابط بین فردی و فضای اجتماعی-فرهنگی حاکم بر داستان را برای خواننده آشکار می سازد. سطح دوم و عمیق تر، دیالوگ های چندصدایی را تحلیل می کند که محصول تعامل پویا و پیچیده کلاریس با آواهای بیرونی (اجتماعی) و درونی (فردی) و حتی اشیاء و جانوران است. در کانون این تحلیل چندصدایی، دو مفهوم جدید قرار دارد: «آواهای انفکاکی» که با صداهای دیگر در تعارض قرار می گیرند و با واکنش مقاومت از سوی شخصیت مواجه اند و «آواهای انضمامی» که در هسته هویت شخصیت اصلی ادغام شده و تمهیدات شکل گیری یک هویت نوین و پویا را فراهم می آورند. یافته ها نشان می دهد که این چارچوب تحلیلی، علی رغم سادگی ظاهری رمان، روشی کارآمد برای کاوش عمیق تر هویت است و با ارائه تعریفی نسبتا جامع و چندسطحی از دیالوگ، الگویی بدیع را برای مطالعات شخصیت پردازی در ادبیات داستانی پیشنهاد می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم صالحی نیا
فردوسی مشهد
بی بی مریم نظام پور
دانشگاه فردوسی مشهد
محمودرضا قربان صباغ
دانشیار زبان انگلیسی دانگشاه فردوسی مشهد