تحلیل ارتباط ویژگی های درختان توده حفاظت شده شیشم (.Dalbergia sissoo Roxb) با پدیده سرخشکیدگی در منطقه دیونی شهرستان دزفول

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 0

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IJFPR-33-3_002

تاریخ نمایه سازی: 5 بهمن 1404

چکیده مقاله:

سابقه و هدف: درخت شیشم (Dalbergia sissoo Roxb.) به عنوان یکی از گونه های مهم خانواده Leguminosae و زیرخانواده Fabaceae، بومی نواحی مختلفی ازجمله نپال، هند، افغانستان و ایران است. در ایران، این گونه به طور محدود در استان های خوزستان، کرمان، سیستان و بلوچستان، بوشهر و هرمزگان حضور دارد. درخت شیشم به عنوان یک گونه خزان کننده شناخته می شود. یکی از مشکلات اساسی جنگل های طبیعی در مناطق خشک و نیمه خشک، پدیده سرخشکیدگی درختان است که به علت عوامل آسیب رسان و ضعف بوم شناختی درختان رخ می دهد. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین ویژگی های درختان شیشم و پدیده سرخشکیدگی در منطقه دیونی در شهرستان دزفول انجام شده است.مواد و روش ها: ویژگی های کمی درختان شیشم با قطر برابرسینه بیشتر از ۵/۷ سانتی متر شامل قطر یقه، قطر برابرسینه، ارتفاع تنه خالص، ارتفاع کل، مساحت تاج و ارتفاع تاج اندازه گیری شد. همچنین، درجه شادابی درختان در دو طبقه سالم و دارای سرخشکیدگی ثبت شد. از آزمون کولموگروف- سمیرنوف برای بررسی نرمال بودن داده ها و آزمون های همبستگی اسپیرمن و پیرسون برای بررسی ارتباط بین متغیرها استفاده شد. همچنین، از تجزیه واریانس یک طرفه (ANOVA) و آزمون من-ویتنی برای تحلیل ارتباطات بین متغیرهای مستقل و وابسته بهره گرفته شد.نتایج: براساس نتایج به دست آمده، متوسط قطر یقه، قطر برابرسینه، ارتفاع کل، مساحت تاج، ارتفاع تنه خالص و ارتفاع تاج به ترتیب برابر با ۶/۱۸ سانتی متر، ۲۶/۱۴ سانتی متر، ۸۲/۵ متر، ۲۳/۶ متر مربع، ۱۱/۲ متر و ۷/۳ متر بودند. همچنین، نتایج آزمون کولموگروف-سمیرنوف نشان داد که داده های مربوط به متغیرهای قطر یقه، قطر برابرسینه، ارتفاع درخت، مساحت تاج و ارتفاع تنه خالص از توزیع نرمال پیروی نمی کنند. در مقابل، توزیع داده های ارتفاع تاج درختان، نرمال ارزیابی شد. تحلیل همبستگی اسپیرمن نشان داد که فقط ارتفاع تنه خالص دارای همبستگی قوی با پدیده سرخشکیدگی بود (ضریب همبستگی ۷۶/۰). همچنین، بین متغیرهای قطر یقه و قطر برابرسینه با طبقه های سرخشکیدگی، ارتباط معناداری مشاهده نشد. نتایج آزمون ANOVA نیز نشان دهنده عدم وجود ارتباط معنی دار بین ارتفاع تاج و پدیده سرخشکیدگی بود. آزمون من-ویتنی نشان داد که که بین میانگین ارتفاع تنه خالص و سرخشکیدگی درختان، تفاوت های معنی داری وجود دارد. همچنین، فقط ارتفاع تنه خالص با سرخشکیدگی، همبستگی قوی و معنادار (ضریب همبستگی ۷۶/۰) داشت، درحالی که ضریب های معنی داری برای متغیرهای دیگر، کمتر از ۵/۰ بود. این نتایج نشان می دهد که احتمال بروز سرخشکیدگی در درختان با تنه خالص بلندتر افزایش می یابد.نتیجه گیری کلی: به طورکلی، درختان شیشم با ارتفاع تنه بیشتر، احتمال بیشتری برای ابتلا به پدیده سرخشکیدگی دارند. این موضوع به تاثیر عوامل محیطی مانند تابش های خورشیدی و دما مرتبط است. نتایج پژوهش پیش رو نشان داد که با افزایش ارتفاع تنه خالص، احتمال سرخشکیدگی افزایش می یابد. تاثیر حجم و ارتفاع تاج بر سرخشکیدگی ناچیز است. این نتیجه ممکن است به شرایط بوم شناختی یا نوع گونه مرتبط باشد. این یافته ها می توانند به درک بهتر سازگاری درختان شیشم با شرایط محیطی و مدیریت بهینه منابع آبی در بوم سازگان های طبیعی کمک کنند. باتوجه به اهمیت این گونه و خطر انقراض آن در استان خوزستان، نیاز به پژوهش های بیشتر برای شناسایی و مدیریت بهتر عوامل موثر بر سلامت و بقای این گونه ضروری است.

نویسندگان

سجاد عالی محمودی سراب

استادیار، بخش تحقیقات جنگل ها و مراتع، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان خوزستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اهواز،

محمود نجفی

کارشناس پژوهشی، بخش تحقیقات جنگل ها و مراتع، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان خوزستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی،

مهری دیناروند

دانشیار، بخش تحقیقات جنگل ها و مراتع، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان خوزستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اهواز،

حسین آرامی

استادیار، بخش تحقیقات جنگل ها و مراتع، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان خوزستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اهواز،

فاطمه علیدادی

کارشناس جنگل و مرتع، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، خوزستان، ایران