سخن سردبیر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 1

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_KJSB-18-4_001

تاریخ نمایه سازی: 5 بهمن 1404

چکیده مقاله:

این شماره را با واکاوی منطق درونی ادراک و آگاهی آغاز می کنیم. مقاله ی نخست با عنوان «تفسیر استنتاجی رابرت براندوم از درجات وضوح ادراکی در لایبنیتس»، به بررسی نقش وضوح ادراک در تمایز مونادها می پردازد. نویسنده با استناد به خوانش استنتاج گرایانه براندوم، استدلال می کند که ادراکات واجد «بار استنتاجی» هستند و غنای بیشتر محتوای استنتاجی موجب تمایز بیشتر ادراک می شود. این پژوهش، الگویی را پیش می نهد که ضمن حفظ اصل بازنمایی کل جهان توسط هر موناد، تفاوت درجات آگاهی آن ها را تبیین می کند و نشان می دهد که هر ادراک متمایزی الزاما آگاهانه نیست.اما شناخت تنها محدود به ساحت ذهنی نیست و نیازمند بازتعریف نسبت ذهن و بدن است. مقاله ی دوم، «دیالکتیک علیت و تقویم: بازخوانی ساختاری پدیدارشناسی شناخت بدنمند»، استدلال می کند که راه عبور از بن بست های دوگانه انگاری دکارتی، گذار از تبیین های «علی» به توصیف های «تقویمی» است. تحلیل نویسنده نشان می دهد که مفاهیم پدیدارشناسی همگی تجلیات یک «چرخش تقویمی» واحد هستند که در آن، تقویم به عنوان فرایندی درزمانی و درهم تنیده با علیت بازتعریف می شود و بدین سان مدلی پویا و دیالکتیکی برای فهم شناخت ارائه می شود.در گام سوم، پرسش از شناخت به پرسش از حقیقت وجودی انسان و آزادی او می انجامد. مقاله ی «تبیین حقیقت آزادی بر اساس نظریه انکشاف نفس در فلسفه ملاصدرا»، با تفکیک میان دیدگاه های میانی و نهایی صدرا، آزادی را نه خروج از قوه به فعل، بلکه «فراروی ظهوری» و مبتنی بر «انکشاف ما فی الضمیر» معرفی می کند. بر این اساس، «حقیقت آزادی» امری عروضی و اکتسابی نیست، بلکه «آشکارشدگی کمالات نهفته باطنی» در ذات انسان است که غایت آن، مقام انسان کامل خواهد بود.در امتداد بحث آگاهی و هویت، اما در افق فناوری معاصر، مقاله ی چهارم به «بررسی انتقادی فرضیه بارگذاری ذهن» می پردازد؛ فرضیه ای که برپایه خوانشی محاسبه گرایانه، امکان انتقال ذهن از بستری زیستی به بستری نازیستی را نوید می دهد. نویسنده استدلال می کند که این رویکرد با نادیده گرفتن وجود بدنمند انسان، هویت را صرفا به حالات روان شناختی فرو می کاهد و به همین دلیل، در تبیین دو مسئله متافیزیکی بنیادین، یعنی ماهیت پدیدارشناختی آگاهی و حفظ هویت شخصی (به ویژه هویت عددی)، ناکام می ماند.چالش های مربوط به تداوم هویت، ریشه در فهم ما از زمان دارد. از این رو، مقاله ی پنجم به «پارادوکس گسستگی و پیوستگی زمان در فیزیک و متافیزیک دکارت» اختصاص یافته است. این پژوهش با واکاوی اظهارات پراکنده و گاه متناقض نمای دکارت، نشان می دهد که شواهد متنی و تفسیرهای فلسفی از تعهد دکارت به نسخه ای از «اتم گرایی زمانی» (ناپیوستگی قوی) حمایت می کنند. در ادامه نیز قرائتی مخالف که دکارت را قائل به پیوستگی زمانی می داند طرح شده و حدود اعتبار و محدودیت های آن به طور انتقادی بررسی شده است.اگر در اندیشه دکارت، مسئله ی گسستگی و پیوستگی زمان محل مناقشه است، در فلسفه ی ایرانی-اسلامی، به ویژه در آثار سهروردی، نیز شاهد گسستی مفهومی از سنت یونانی هستیم. مقاله ی ششم، «گسست سهروردی از مبانی اندیشه سیاسی ارسطو»، توضیح می دهد که چگونه سهروردی مفهوم ارسطویی «بخت» را به جهل انسان نسبت به رویدادها ارجاع می دهد. نویسندگان نشان می دهند که شیخ اشراق با ابتنای اداره سیاسی بر «فره کیانی» و قانونی که فیلسوف وضع می کند، دست بخت و تصادف را به کلی از قلمروی سیاست کوتاه کرده و بدین ترتیب، گسستی بنیادین میان سنت یونانی و سنت فلسفی اسلامی ایجاد می کند.در نهایت، این شماره با نگاهی به محدودیت های بنیادین بشر بسته می شود. مقاله ی «نظریه شناخت تراژیک نزد تامس نیگل»، بر پارادوکس بنیادین واقع گرایی و شکاکیت متمرکز است. نویسنده با واکاوی محدودیت های چهارگانه ی سوژه شناسنده (وجودی، زمانی، ادراکی و معرفتی)، نشان می دهد که وضعیت معرفتی انسان وضعیتی «تراژیک» است؛ زیرا انسان محکوم به جست وجوی حقیقتی است که به دلیل ساختار وجودی اش، هرگز نمی تواند به تمامی آن را در اختیار گیرد، هرچند عقل او را بی وقفه به سوی آن می کشاند.امید است مجموعه ی این پژوهش ها، دریچه ای نو به سوی تاملات فلسفی بگشاید.