الگوهای متعارض نقش آفرینی طبقه متوسط اجتماعی در توسعه سیاسی ایران: تبیین تفاوت های دوره اصلاحات و عدالت محوری (۱۳۷۶-۱۳۹۲)
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 18 دی 1404
چکیده مقاله:
طبقه متوسط اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران کلیدی توسعه سیاسی، همواره نقش مهمی در شکل دهی به کنش های جمعی و پویایی نهادهای مدنی در دوره های مختلف نظیر دوره اصلاحات و عدالت محوری ایفا نموده است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش بوده است که الگوی نقش آفرینی طبقه متوسط اجتماعی در فرآیند توسعه سیاسی ایران و عوامل تاثیرگذار بر آن طی دو دوره اصلاحات و عدالت محوری چگونه بوده است؟ با بهره گیری از رویکرد توصیفی-تحلیلی و گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و تحلیل آن ها بر پایه روش تحلیل محتوای کیفی، نتایج حاکی از آن است که در دوره اصلاحات، ساختار نهادی مبتنی بر گشایش نسبی فضای سیاسی، تقویت نهادهای مدنی و افزایش اعتماد به سازوکارهای رسمی مشارکت، زمینه ای فراهم آورد که طبقه متوسط بتواند کنشگری فعال، منسجم و اثرگذار در فرآیند توسعه سیاسی داشته باشد و در مقابل، در دوره عدالت محوری، محدود شدن نهادهای مدنی، افزایش ملاحظات امنیتی و تضعیف سازوکارهای مشارکت، اعتماد طبقه متوسط به ساخت قدرت را کاهش داد و به پراکندگی و انفعال این طبقه انجامید. بنابر این می توان گفت کنش گری طبقه متوسط در فرآیند توسعه سیاسی ایران بیش از آن که صرفا متکی بر ویژگی های ذاتی این طبقه باشد، به شدت وابسته به نوع مواجهه ساخت قدرت با جامعه مدنی و سطح دسترسی به فرصت های نهادی است، مواجهه ای که در دوره اصلاحات بر مدار تعامل و در دوره عدالت محوری بر مدار تقابل و تحدید قرار داشت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
گروه علوم سیاسی، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، کیش، ایران
گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران