تحلیل سیستماتیک رابطه انعطاف پذیری روانی و تحمل پریشانی با نشخوار فکری و اجتناب شناختی در جمعیت های بالینی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PCONFE01_023
تاریخ نمایه سازی: 17 دی 1404
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، درمان های موج سوم رفتاردرمانی با تمرکز بر پذیرش، ذهن آگاهی و انعطاف پذیری روانی، رویکردهای تازه ای را در فهم سازوکارهای تنظیم شناختی و هیجانی ارائه کرده اند. دو مولفه ی محوری این رویکرد، یعنی انعطاف پذیری روانی و تحمل پریشانی، در کاهش آسیب پذیری افراد در برابر فرایندهای شناختی ناسازگار مانند نشخوار فکری و اجتناب شناختی نقش تعیین کننده دارند. نشخوار فکری و اجتناب شناختی از فرایندهای پایدار حفظ کننده ی پریشانی روانی در اختلالات بالینی به شمار می روند و زمانی شدت می گیرند که توان فرد برای پذیرش تجربه و تحمل هیجان کاهش یابد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظام مند رابطه ی انعطاف پذیری روانی و تحمل پریشانی با نشخوار فکری و اجتناب شناختی در جمعیت های بالینی اجرا شد. روش انجام مطالعه مبتنی بر دستورالعمل PRISMA ۲۰۲۰ بود و داده ها از پایگاه های PubMed، Scopus، PsycINFO، Google Scholar، SID و MagIran در بازه ی زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۴ (۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵) استخراج گردید. پس از غربالگری و رعایت معیارهای ورود و خروج، در مجموع ۱۹ مقاله شامل ۱۰ مطالعه داخلی و ۹ مطالعه خارجی مورد تحلیل کیفی و کمی قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند میان انعطاف پذیری روانی و نشخوار فکری رابطه ی منفی معنادار وجود دارد (r = −۰.۵۷) و تحمل پریشانی نیز با اجتناب شناختی همبستگی منفی دارد (r = −۰.۴۹). در تلفیق داده های کمی، اندازه ی اثر ترکیبی مداخلات مبتنی بر پذیرش و ذهن آگاهی بر کاهش نشخوار فکری و اجتناب شناختی برابر با ۰٫۶۳ به دست آمد که بیانگر اثربخشی قابل توجه درمان های موج سوم است. تحلیل های مقایسه ای نشان دادند مطالعات داخلی بیشتر بر نقش میانجی انعطاف روانی تمرکز داشته اند، در حالی که پژوهش های بین المللی، تحمل پریشانی را متغیر تعدیل کننده ی اساسی معرفی کرده اند. نتیجه گیری کلی مرور حاضر بیان می دارد ارتقاء هم زمان انعطاف پذیری روانی و تحمل پریشانی، مسیر موثر و پایدار کاهش پریشانی ذهنی و اصلاح الگوهای شناختی ناسازگار است و می تواند به عنوان بنیان مشترک مدل های نوین درمانی در روان شناسی بالینی مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زینب مجیدلو
گروه روانشناسی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.