واکاوی نسبت میان سیاست استتیک ژک رانسیر و تئاتر پستدراماتیک

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RPA-5-17_005

تاریخ نمایه سازی: 15 دی 1404

چکیده مقاله:

ژک رانسیر با به چالش کشیدن نظامهای سلسله مراتبی در هنر و سیاست، منطق پارادوکسیکال مبتنی بر اجماع و توزیع امر محسوس را رد می کند. او با تاکید بر منطق رژیم استتیک و با به میان آوردن مفهوم عدم اجماع، اختلال، و بازتوزیع امر محسوس، هنجارها و پیش فرض های زیربنایی نظام سلسله مراتبی بازنمایی را به پرسش میکشد. رویکرد رانسیر با رد رژیم بازنمایانه و رژیم اخلاقی تصاویر و تاکید بر رژیم استتیک، پیوند نزدیکی با فرم اجرایی تئاتر پستدراماتیک دارد و میتوان ویژگیهای تئاتر و اجرای پستدراماتیک را همسو با بازتوزیع امر محسوس دانست. شاید رانسیر در نوشتههای خود بیشتر به فرمهای دیگر هنری پرداخته باشد اما رابطه میان مخاطب و اثر هنری که در تئاتر و اجرا از اهمیت بسیاری برخوردار است، در نوشتههای او در باب استتیک شان محوری دارد. به باور رانسیر با جای دادن تماشاگر در صحنه اجرا و با از میان برداشتن شکاف صحنه و تماشاگر و رهایی از دراماتورژی تحمیق گر بازنمایانه، رویت پذیری و کنش مندی تماشاگر  اجراگر امکانپذیر میشود. تعیین حدود امور رویتپذیر و رویتناپذیر، شنودپذیر و شنودناپذیر، تصورپذیر و تصورناپذیر، امکانپذیر و امکانناپذیر وجه اشتراک مهم «استتیک» و «سیاست» از منظر رانسیر است و او با تحلیل این اشتراکات، پیوند ذاتی میان این دو موضوع را آشکار می کند. هدف از انجام پژوهش حاضر برقراری نسبتی میان سیاست استتیک ژک رانسیر و تئاتر و اجرای پستدراماتیک است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که به رغم اینکه رانسیر در  تاملات خود به ندرت به طور مشخص به تئاتر معاصر می پردازد، آرای او در تئاتر و اجرا متضمن قسمی انحراف رادیکال از دراماتورژی سنتی است و تئاتر را به عنوان نوعی تجربه زنده، تعاملی، پویا و چندوجهی در اولویت قرار می دهد و به نظر میرسد این دیدگاه همسو با فرم اجرایی تئاتر پستدراماتیک است، اصطلاحی که هانس-تیس لمان در دهه ۱۹۹۰ میلادی آن را به نحوی نظام مند تبیین کرد اگرچه دشوار میتوان آپاراتوس مفهومی مشخصی را به آن نسبت داد. مولفهها و اسلوب های تئاتر پستدراماتیک مانند رد سلسله مراتب ها، برهم زدن هنجارهای مرسوم، محوکردن مرزهای اجرا، تمرکز حسی و تجربی بر بدن پدیداری، تکثر معنا در مخاطب-اجراگر و اختلال در منطق بازنمایانه را میتوان همراستا با مفهوم بازتوزیع امر محسوس مطرح شده از جانب رانسیر قلمداد کرد.

نویسندگان

نرگس یزدی

استادیار، گروه تئاتر، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران

هادی انوشا

کارشناس ارشد، رشته کارگردانی نمایش، دانشکده موسیقی و هنرهای نمایشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران