نقش مدیریت ذهن در افزایش بهره وری کارکنان و بهبود رفتار سازمانی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ISSCH01_014

تاریخ نمایه سازی: 8 دی 1404

چکیده مقاله:

در دنیای پیچیده و پرشتاب،امروز سازمانها به طور مداوم با بحرانها تغییرات ناگهانی و فشارهای روانی و محیطی متعددی مواجه هستند که میتواند تاثیرات جدی بر عملکرد رضایت شغلی و سلامت روانی کارکنان داشته باشد تاب آوری سازمانی که به معنای ظرفیت یک سازمان برای مقابله موثر با این چالشها انطباق سریع با شرایط جدید و بازگشت به تعادل و پیشرفت است به یکی از عناصر حیاتی در حفظ پایداری و موفقیت بلندمدت سازمانها تبدیل شده است. در این میان، مدیریت ذهن به عنوان مجموعه ای از مهارتها و روشهای روان شناختی نقشی کلیدی در ارتقاء تاب آوری فردی و سازمانی ایفا می.کند مدیریت،ذهن شامل تکنیکهایی مانند ذهن آگاهی خودتنظیمی هیجانی پذیرش شناختی و تمرکز آگاهانه است که به افراد کمک میکند در مواجهه با استرسها و فشارهای کاری، واکنشهای هوشمندانه تر آرامتر و موثرتری از خود نشان دهند این پژوهش با بررسی مطالعات داخلی و خارجی به تحلیل نقش مدیریت ذهن در بهبود تاب آوری سازمانی پرداخته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که سازمانهایی که برنامههای آموزش مدیریت ذهن را در میان کارکنان و مدیران خود اجرا میکنند شاهد کاهش چشمگیر سطوح،استرس اضطراب و فرسودگی شغلی هستند. همچنین، این سازمانها بهره وری بالاتر رضایت شغلی بیشتر و رفتارهای سازمانی مثبت تری مانند همکاری تعهد و مسئولیت پذیری را تجربه میکنند. افزون بر این، مدیریت ذهن به تقویت فرهنگ سازمانی پویا و انعطاف پذیر کمک کرده و سازمان را در برابر ناپایداریها و بحرانهای محیطی مقاوم تر میسازد بنابراین مدیریت ذهن نه تنها به عنوان راهکاری برای حفظ سلامت روان،کارکنان، بلکه به عنوان ابزاری استراتژیک برای افزایش تاب آوری و تضمین موفقیت و پایداری سازمانی در شرایط پرتنش شناخته میشود این مقاله پیشنهاد میکند سازمانها با گنجاندن مهارتهای مدیریت ذهن در سیاستهای توسعه منابع انسانی و فرهنگ سازمانی بستری فراهم کنند تا نیروی کار آنها بتواند با اعتماد به نفس انگیزه و کارایی،بالا به مقابله با بحرانها بپردازد و به رشد پایدار دست یابد.

نویسندگان

ملیحه کوهکن

دانشجو دکترا تخصصی مدیریت دولتی گرایش رفتار سازمانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات متحده عربی، دبی