اثر مستقیم و غیرمستقیم هوش مصنوعی و سبک زندگی بر سلامت روان دانشجویان
محل انتشار: همایش ملی مدیریت ذهن و رفتار
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ISSCH01_110
تاریخ نمایه سازی: 8 دی 1404
چکیده مقاله:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی اثر مستقیم و غیرمستقیم هوش مصنوعی و سبک زندگی بر سلامت روان دانشجویان پرداخته است. روش: این پژوهش یک تحقیق کاربردی و روش آن از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان پیام نور شهرستان دهدشت به تعداد ۱۲۰۰ نفر بود که از بین آنها ۲۹۱ نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه هوش مصنوعی چن و همکاران (۱۴۰۰)، پرسشنامه گلدبرگ و میلر (۲۰۰۱) و پرسشنامه سبک زندگی لعلی و همکاران (۱۳۹۱) استفاده گردید. سپس دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و Amos تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج معادلات ساختاری و تحلیل مسیر نشان داد که هوش مصنوعی ۰.۲۲ درصد از واریانس متغیر وابسته سلامت روان را به طور مستقیم و ۱۶ درصد از واریانس آن را به واسطه متغیر سبک زندگی تبیین مینماید؛ و متغیر سبک زندگی همچنین ۳۱ درصد از واریانس متغیر وابسته سلامت روان را تبیین نمود. همچنین ضریب همبستگی بین متغیرها نشان داد که بین هوش مصنوعی و سبک زندگی و بین سبک زندگی و سلامت عمومی رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل ماتریس همبستگی پیرسون در خصوص بررسی رابطه هوش مصنوعی با ابعاد سبک زندگی نیز نشان داد هوش مصنوعی با مولفههای سلامت روانشناختی و سلامت اجتماعی رابطه معنی داری دارد؛ اما این رابطه با مولفه سلامت جسمانی مشاهده نشد. در نهایت بر اساس نتایج تحلیل مسیر مشخص گردید که تمام مولفههای سبک زندگی (سلامت جسمانی، سلامت روانشناختی و سلامت اجتماعی) تبیین کننده معناداری برای سلامت روان هستند؛ به این صورت که با افزایش یک واحد به نمره سلامت جسمانی، سلامت روانشناختی و سلامت اجتماعی به ترتیب به میزان ۰.۱۵، ۰.۴۰ و ۰.۱۳ به متوسط نمره سلامت روان افزوده میشود. نتیجه گیری: این پژوهش تاکید دارد که ترکیب هوش مصنوعی با سبک زندگی سالم میتواند به طور قابل توجهی بر سلامت عمومی و روانی دانشجویان تاثیر بگذارد. بر این اساس پیشنهاد میشود دانشگاهها و مراکز آموزشی از ابزارهای هوش مصنوعی برای حمایت از دانشجویان در زمینه های مختلف سلامت روان و اجتماعی استفاده کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیده عظیمه بشتامی
کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه پیام نور واحد یاسوج
بهرام موحدزاده
استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران