بررسی آرکی تایپ (کهن الگوها) در اشعار شفیعی کدکنی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 136

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICLLCGH01_1039

تاریخ نمایه سازی: 2 دی 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف بررسی جایگاه کهن الگوها در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی و تحلیل نحوه بازآفرینی ناخودآگاه جمعی در آثار او انجام شد. کهن الگوها به عنوان تصاویر بنیادین و مشترک میان فرهنگ ها، امکان مطالعه ای بین رشته ای میان روان شناسی تحلیلی یونگ، نقد اسطوره ای و نقد ادبی را فراهم می کنند. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای متون شعری بود. برای این منظور، منتخبی از اشعار شفیعی کدکنی در مجموعه هایی چون آیینه ای برای صداها و هزاره دوم آهوی کوهی مورد مطالعه قرار گرفت و نمادهای طبیعی، اسطوره ای و دینی با رویکرد یونگ و نظریه نقد اسطوره ای نورثروپ فرای تحلیل شدند. داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای و ارجاع به منابع نظری مرتبط گردآوری شدند. یافته های پژوهش نشان داد که اشعار شفیعی کدکنی سرشار از کهن الگوهای طبیعی (مانند خزه، باران، نسیم)، دینی (نور و روشنایی) و اسطوره ای (رستم، روز/شب) است. این نمادها نه تنها بیانگر تجربه های فردی شاعرند، بلکه بازتابی از ناخودآگاه جمعی و حافظه فرهنگی ایرانیان محسوب می شوند. تقابل های بنیادین مانند روز/شب و نور/ظلمت در اشعار او کارکردی اجتماعی-سیاسی یافته و وضعیت جامعه ایرانی در دهه های پرالتهاب معاصر را بازتاب می دهند. پژوهش نشان داد که شفیعی کدکنی با بهره گیری از کهن الگوها توانسته است میان تجربه فردی، میراث فرهنگی و حافظه جمعی پیوند برقرار کند. شعر او نمونه ای بارز از استمرار و بازآفرینی اسطوره ها در ادبیات معاصر فارسی است. در نتیجه، تحلیل آثار وی از منظر کهن الگوها می تواند افق های تازه ای در نقد ادبی و مطالعات فرهنگی بگشاید.

کلیدواژه ها:

کهن الگو ، ناخودآگاه جمعی ، نقد اسطوره ای ، شفیعی کدکنی ، نمادهای طبیعی و اسطوره ای

نویسندگان

عدنان عبدی

دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان