از پراگماتیسم تا عشق تکاملی: نقش اخلاق و دین در فلسفه ی چارلز سندرز پیرس
محل انتشار: فصلنامه حکمت و فلسفه، دوره: 21، شماره: 83
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 58
فایل این مقاله در 34 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_WPH-21-83_009
تاریخ نمایه سازی: 26 آذر 1404
چکیده مقاله:
پیرس، دیدگاه های متناقضی درباره ی رابطه ی علم با اخلاق و دین ارائه می دهد. او از یک سو، اخلاق و دین را اموری حیاتی می داند که برای شناخت آنها باید به حس درونی و غریزه رجوع کرد. از سوی دیگر، در برخی مواضع، دیدگاه هایی مخالف این رویکرد دارد. پیرس در نهایت معتقد است که منطق بر اخلاق و اخلاق بر زیبایی شناسی استوار است. این مقاله با بررسی ناسازگاری های فلسفه ی پیرس، نشان می دهد که تفکیک علم از اخلاق و دین در اندیشه ی او با کلیت فلسفه اش در تضاد است. در این مسیر ابتدا به بررسی جایگاه غریزه در استدلال و نیز مفهوم خودکنترلی به عنوان روش کنترل گر تحقیق پرداختیم. نشان دادیم که غریزه نزد پیرس پایه ی تمام استدلال و تفکر است. اما غریزه به تنهایی کافی نیست و باید توسط اصولی کنترل شود. اصل کنترل گر تحقیق، اصلی اخلاقی است. و از آنجا که اخلاق نیز در نظرگاه پیرس مبتنی بر زیبایی شناسی است، دیگر مرزی بین این سه حوزه نمی ماند. دو مفهوم کلیدی دیگر در فلسفه پیرس، آگاپیسم (عشق تکاملی) و هم پیوستگی هستند که بر اساس آنها جهان از طریق نیروی عشق پیش رانده و هماهنگ می شود. پیرس جهان را کلیتی به هم پیوسته می داند که در آن تمایز بین ذهن و ماده، عقل و احساس، و نفس و بدن ناممکن است. در نهایت به تحلیل این موضوع پرداختیم که اگرچه روش شناسی پیرس به شکل معقولی اخلاق و زیبایی شناسی را در روش علمی می پذیرد، اما پذیرفتن مفاهیمی مانند عشق تکاملی، متافیزیکی را به فلسفه ی او وارد می کند که پذیرفتنی نیست.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
قاسم پورحسن
دانشگاه علامه طباطبایی
آروین مرادی
دانشگاه علامه طباطبایی