شناسایی ابعاد و مولفههای سرمایه نمادین برای رهبران در سازمانهای فرهنگی ایران (ترسیم شبکه مضامین)
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ISSJ-17-34_004
تاریخ نمایه سازی: 26 آذر 1404
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: در چند دهه اخیر، جنبش های فکری پست مدرنیستی و رویکردهای تفسیری در علوم اجتماعی، به ویژه در حوزه مدیریت، موجب تغییرات چشمگیری در درک مفاهیم قدرت، نفوذ و رهبری شده اند. این رویکردها با تکیه بر نقش سازه های ذهنی و نمادها، جایگاه رهبر را نه صرفا در چهارچوب سلسله مراتب رسمی، بلکه در شبکه ای از معانی، ارزش ها و نشانه های اجتماعی تعریف می کنند. یکی از مهم ترین مفاهیم در این چهارچوب، «سرمایه نمادین» است که توسط پیر بوردیو برای تبیین شیوه مشروعیت بخشی و اقتدار در مناسبات اجتماعی معرفی شده است. سرمایه نمادین شامل منابع غیرمادی همچون اعتبار اجتماعی، شهرت، افتخارات و توانایی جلب اعتماد است؛ منابعی که می توانند قدرت رهبر را بدون نیاز به ابزارهای اجبار یا کنترل مستقیم تقویت کنند.در بستر سازمان های فرهنگی ایران، مسئله بهره وری پایین به ویژه ناشی از ضعف در تاثیرگذاری مدیران بر کارکنان، برجسته شده است. حتی با افزایش قابل توجه منابع اقتصادی و زیرساختی، عملکرد مطلوب حاصل نمی شود؛ زیرا سرمایه نمادین رهبران به خوبی شکل نگرفته یا به کار گرفته نشده است. پژوهش حاضر با انتخاب دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به عنوان مورد مطالعه، به دنبال شناسایی و تبیین ابعاد و مولفه های سرمایه نمادین رهبران فرهنگی و ارائه مدل بومی بازتولید آن است. سوال محوری تحقیق این است که «رهبران فرهنگی چگونه می توانند بدون اتکا به سازوکارهای مستقیم و مادی قدرت، سطح نفوذ و اثربخشی خود را افزایش دهند؟». پاسخ به این سوال می تواند هم در حوزه نظری رهبری و هم در عمل مدیریتی سازمان های فرهنگی، ارزشمند و کاربردی باشد. این هدف از طریق ترکیب نظریه بوردیو و داده های میدانی حاصل از مصاحبه های عمیق با مدیران و خبرگان فرهنگی دنبال شده است.این مطالعه از نظر هدف ماهیتی توسعه ای و از نوع پژوهش های کیفی دارد و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. انتخاب این روش به دلیل قابلیت آن در کشف الگوهای پنهان، روابط معنایی و ساخت مدل های مفهومی از داده های ناهمگن بود. چهارچوب مفهومی تحلیل مضمون در این تحقیق، الگوی سه سطحی کینگ و هورکس بوده که بر شناسایی مضامین کلیدی، تجمیع آنها به مضامین یکپارچه کننده، و سپس استخراج مضامین کلان تاکید دارد.جامعه آماری شامل خبرگان سازمان های فرهنگی و دانشگاهی آشنا با مسائل سرمایه نمادین بود. نمونه گیری به روش هدفمند آغاز شد و سپس با استفاده از تکنیک گلوله برفی، دامنه خبرگان گسترش یافت. معیار انتخاب شامل سابقه فعالیت مدیریتی یا پژوهش تخصصی در حوزه رهبری فرهنگی، و آشنایی با مفاهیم جامعه شناسی سرمایه ها بود. در نهایت، ۸ نفر شامل ۵ مدیر ارشد دفتر تبلیغات اسلامی و ۳ عضو هیئت علمی دانشگاه، طی مصاحبه های نیمه ساختاریافته مشارکت کردند.مصاحبه ها به صورت حضوری و با زمان میانگین ۶۰ دقیقه انجام شد. پرسش ها باز و کاوشگرانه طراحی شدند تا افزون بر پاسخ مستقیم، زمینه بروز دیدگاه های جدید و تجربه های زیسته خبرگان فراهم آید. داده ها پس از ضبط، به متن مکتوب تبدیل شد و طی فرایند چندمرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی، ساختار تحلیل شکل گرفت. برای اطمینان از پایایی داده ها، دو کدگذار همکار به طور جداگانه بخشی از داده ها را کدگذاری کردند که توافق درونی آنها به ترتیب ۸۶ و ۸۸ درصد بود. این عدد بالاتر از حداقل مطلوب ۶۰ درصد برای مطالعات کیفی است. سرانجام، با رسیدن به نقطه اشباع نظری، گردآوری داده پایان یافت و مدل نهایی براساس همپوشانی یافته های نظری و میدانی تدوین شد.تحلیل داده ها به شناسایی ۱۷ مضمون کلیدی منجر شد که نقش مستقیم در ایجاد یا بازتولید سرمایه نمادین رهبران فرهنگی دارند. این مضامین شامل گستره ای از عوامل فردی، سازمانی و شبکه ای بودند. از ویژگی های شخصیتی مانند اخلاق، تواضع و اعتمادبه نفس، تا توانمندی های تخصصی در مدیریت و شبکه سازی. برای مثال، «تیم سازی و شبکه سازی» به عنوان عاملی موثر در گسترش دامنه نفوذ رهبر شناسایی و «برندسازی شخصی» ابزاری کلیدی برای تثبیت تصویر مثبت از رهبر در اذهان ذی نفعان تلقی شد.در گام بعدی، این ۱۷ مضمون به ۹ مضمون یکپارچه کننده و سرانجام به ۵ مضمون کلان تجمیع شدند: ارتباطات اجتماعی (شامل اعتماد، حمایت متقابل و شبکه سازی)، برندسازی شخصی، شایستگی (تخصصی، رفتاری و هوشی)، عملکرد موفق، و ویژگی های فردی (اخلاقی و اعتقادی). بررسی نسبت اهمیت این مضامین نشان داد که «شایستگی» مهم ترین بنیان سرمایه نمادین پایدار است. درواقع، رهبر زمانی می تواند اعتبار و نفوذ خود را تثبیت کند که ابتدا در حوزه های تخصصی و رفتاری به سطحی از مهارت برسد که به تولید عملکرد موفق و قابل رویت در سازمان بینجامد. این موفقیت سپس ازسوی بالادستان و شبکه های اثرگذار به رسمیت شناخته شده و به شکل «افتخارات سازمانی» در حافظه جمعی سازمان جای می گیرد.افزون براین، شهرت مثبت و پایدار و توانایی انتقال پیام سازمانی در قالب تبلیغات هدفمند یا روایت پردازی، از طریق برندسازی شخصی، موجب تقویت مولفه های دیگر می شود. همچنین، یافته ها نشان می دهد دارایی های اقتصادی گرچه نقش مستقیم در ایجاد سرمایه نمادین ندارند، اما به عنوان تسهیل گر، زمینه رشد سایر مولفه ها را فراهم می آورند. براساس این نتایج، مدل نهایی پژوهش ترسیم شد که در آن، جریان شکل گیری سرمایه نمادین از شایستگی آغاز و از طریق عملکرد موفق، افتخارات، و برندسازی، به توسعه ارتباطات اجتماعی منجر می شود.پژوهش حاضر با تمرکز بر رهبران فرهنگی ایرانی، ابعادی را روشن کرده که پیش تر در ادبیات داخلی کمتر به صورت یکپارچه بررسی شده بود. یافته ها نشان می دهد که در چنین سازمان هایی، مشروعیت و نفوذ رهبران به شدت به عوامل نمادین و غیرمادی وابسته است و صرف منابع مالی یا جایگاه رسمی، تضمین کننده موفقیت نیست. این نتایج همسو با نظریه بوردیو تاکید می کند که سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در صورت مدیریت راهبردی، قابلیت تبدیل به سرمایه نمادین را دارند و این سرمایه نمادین است که می تواند به پایداری قدرت منجر شود.براساس مدل نهایی، اقدامات مدیریتی باید از تقویت شایستگی های چندبعدی آغاز شود؛ زیرا این عامل نه تنها مبنای عملکرد موفق، بلکه پیش شرط ایجاد شهرت و افتخارات معتبر است. پیشنهاد می شود که سازمان های فرهنگی برنامه های آموزشی منسجم در حوزه مهارت های تخصصی، رفتاری و ارتباطی برای مدیران خود طراحی کنند و افزون برآن، از ابزارهای برندسازی شخصی، روایت پردازی سازمانی و ایجاد شبکه های حمایتی برای تثبیت تصویر مثبت رهبر استفاده کنند.همچنین، یافته ها نشان می دهد ارزش های اخلاقی و اعتقادی رهبر، به ویژه در سازمان های فرهنگی با ماهیت ارزشی، نقش انکارناپذیری در جلب اعتماد و حمایت ایفا می کند. بنابراین، انتخاب و پرورش مدیران باید با ارزیابی دقیق این مولفه ها همراه باشد. از منظر پژوهشی، این مطالعه مدلی بومی و کاربردی ارائه می دهد که می تواند مبنای تحقیقات آتی در حوزه های میان رشته ای مانند مدیریت استراتژیک، جامعه شناسی سازمان و رهبری تحول گرا قرار گیرد. همچنین، قابلیت تعمیم مدل به سایر سازمان های ایرانی، مشروط به انطباق با زمینه فرهنگی و ساختاری آنها، باید در مطالعات آینده بررسی شود. در سطح کلان، ادغام ملاحظات سرمایه نمادین در سیاست گذاری فرهنگی کشور، می تواند ضمن ارتقای بهره وری، سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را نیز تقویت کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسن صالحی
دکتری مدیریت رفتار سازمانی،گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران (نویسنده مسئول).
احسان رحیمی
. عضو هیئتعلمی گروه اشاعه اطلاعات و دانش، پژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :