تحلیل چالش های ساختاری و عملیاتی در سیستم جمع آوری پسماندهای شهری شهر رشت: رویکردی مبتنی بر بهره وری و پایداری

سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 59

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-4-46_039

تاریخ نمایه سازی: 24 آذر 1404

چکیده مقاله:

مدیریت پسماند جامد شهری از جمله مهم ترین شاخص های کیفیت زندگی، سلامت عمومی و پایداری زیست محیطی در شهرهای معاصر محسوب می شود. در کشورهای در حال توسعه، به ویژه در شهرهای میان مقیاس، سیستم های جمع آوری پسماند اغلب با چالش های ساختاری، فنی، مالی و اجتماعی چندلایه ای روبه رو هستند که اثربخشی کل زنجیره مدیریت پسماند را به شدت تحت تاثیر قرار می دهند. شهر رشت، با توجه به جایگاه جغرافیایی و آب وهوایی خاص خود در شمال ایران، در دهه های اخیر با رشد جمعیت، گسترش شهرنشینی و تغییرات در سبک زندگی شهروندان، شاهد افزایش تصاعدی در حجم و تنوع پسماندهای تولیدی بوده است. با وجود تلاش های اولیه شهرداری رشت در جهت بهبود فرآیندهای جمع آوری، سیستم موجود همچنان با ضعف های فراوانی در هر دو سطح ساختاری (سازمانی، نهادی، برنامه ریزی استراتژیک) و عملیاتی (فنی، لجستیکی، انسانی) مواجه است.این پژوهش با رویکردی ترکیبی (کیفی-کمی) و با استفاده از روش های میدانی شامل تحلیل اسناد، مصاحبه های عمیق با خبرگان و کارشناسان داخلی، و بررسی آمارهای عملیاتی سال های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، به تحلیل جامع چالش های جمع آوری پسماند در رشت پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که چالش های اصلی شامل: (۱) فرسودگی ناوگان جمع آوری (با میانگین عمر بالای ۱۲ سال)، (۲) عدم هماهنگی برنامه ریزی های بخشی در داخل سازمان شهرداری، (۳) نبود سیستم های هوشمند ردیابی و کنترل عملیاتی، (۴) عدم تطابق مسیرهای جمع آوری با الگوهای تولید پسماند در محلات مختلف، و (۵) محدودیت های بودجه ای ناشی از ساختار درآمدی ضعیف و وابستگی به منابع دولتی است. این چالش ها نه تنها بهره وری عملیاتی را کاهش داده اند، بلکه منجر به افزایش هزینه های عملیاتی، تاخیر در خدمات رسانی، تجمع پسماند در فضاهای عمومی و تشدید آلودگی های زیست محیطی شده اند.در ادامه، راهکارهای عملیاتی و سیاستی مبتنی بر اصول بهره وری و پایداری ارائه شده است که شامل: نوسازی ناوگان جمع آوری با تاکید بر خودروهای دوستانه با محیط زیست، بهینه سازی مسیرهای جمع آوری با استفاده از الگوریتم های GIS و نرم افزارهای لجستیکی، ایجاد واحد تخصصی یکپارچه مدیریت پسماند، تقویت مشارکت شهروندی در جداسازی از مبدا، و ادغام فناوری های نوین (مانند IoT و سنسورهای هوشمند) در فرآیندهای روزمره است. این راهکارها نه تنها قابلیت اجرا در شرایط شهرهای میان مقیاس ایران را دارند، بلکه می توانند الگویی برای شهرهایی با ویژگی های مشابه در شمال کشور باشند. در نهایت، این پژوهش بر این نکته تاکید می کند که دستیابی به مدیریت پسماند پایدار، مستلزم رویکردی فراتر از فن آوری و تجهیزات است و نیازمند بازنگری بنیادین در ساختارهای سازمانی، فرهنگ مدیریتی و مشارکت چندذینفعی در سطح محلی است.

نویسندگان

مجتبی فولادی فر

شهرداری رشت