گرسنگی در آینه فرهنگ آذربایجان: بازنمایی جامعه شناختی آج و آجلیق در ضرب المثل های آذربایجانی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 36

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IJART-15-2_001

تاریخ نمایه سازی: 22 آذر 1404

چکیده مقاله:

ضرب المثل ها، بازنمایی عصاره ی تجربه زیسته در یک بافت اجتماعی و فرهنگی هستند. این پژوهش با هدف درک جامعه شناختی مفاهیم «آج» (گرسنه) و «آجلیق» (گرسنگی) در ضرب المثل های آذربایجانی، به بررسی بازنمایی های فرهنگی و اجتماعی این مفاهیم در بستر زبان و فولکلور آذربایجان می پردازد. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی بر روی سه متن آذربایجانی مرتبط با موضوع و با بهره گیری از نظریه های جامعه شناسی فرهنگی و ادبی نظیر نظریه های گلدمن، هال، بوردیو، مرتن و همچنین دیدگاه های مرتبط با گرسنگی و طرد اجتماعی و بخصوص نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو انجام شده است.بدین صورت که ابتدا ضرب المثل های مرتبط با آج و آجلیق از منابع استخراج شد و پس از پایش های لفظی و معنایی ۴۵ ضرب المثل برای مطالعه انتخاب شدند. ضرب المثل ها بر اساس محتوایشان به واسطه کدگذاری های مکرر مقوله بندی شدند و با نظریه های ذکر شده مورد تحلیل لفظی و تفسیر معنایی قرار گرفتند و از طریق نظریه ها بازنمایی شدند. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری های مکرر منجر به شناسایی هشت مقوله اصلی و نوزده زیرمقوله شد. این مقوله ها عبارتند از: «آجلیق، آیینه ی آشفتگی روان» که شامل ریسک پذیری افراطی، دغدغه خوردن، خطرناک بودن و جایگزینی وهم با واقعیت است؛ «آجلیق، زندان انفرادی» که به انزوا، مشمول نابرابری ساختاری و سلطه پذیری اشاره دارد؛ «آجلیق، تازیانه ی جان» که شامل بی خوابی و ضعف بدن است؛ «استقلال فردی» که بر ارزش کرامت انسانی تاکید دارد؛ «آجلیق، دافعه شرع و اخلاق» که به زوال اخلاقی و دینداری اشاره می کند؛ «آجلیق، حلقه ی زنجیر فقر» که استمرار فقر و همبستگی با آن را نشان می دهد؛ «آجلیق، آبشخور نابخردی» که به فقدان آینده نگری، کمبود منابع و کار نکردن اشاره دارد؛ و در نهایت «گذرگاه رهایی یا مرگ» که شامل مرگ و تلاش برای رهایی است. تمام مقولات با استفاده از نظریه های جامعه شناختی متناسب تفسیر و تحلیل شدند. این پژوهش نشان می دهد که دلایل آجلیق در ضرب المثل های آذربایجانی شامل فقدان آینده نگری، کمبود منابع و کار نکردن است که منجر به پیامدهای ذهنی-شناختی (ریسک پذیری افراطی، دغدغه خوردن، خطرناک بودن، جایگزینی وهم با واقعیت و انزوا)، اجتماعی (مشمول نابرابری ساختاری و سلطه پذیری)، معنوی (زوال اخلاقی و زوال دینداری) و جسمانی (بی خوابی و ضعف عمومی بدن) می شود. در بررسی الگوهای زبانی و معنایی مرتبط با آج و آجلیق، مشخص شد که این مفاهیم اغلب با اسامی حیوانات گرگ (قورد) و سگ (کوپک)، مرغ(تویوق)،شیر(آسلان)، خر(ائششک)، اسب(آت) و خرس(آیی) به کار می روند که هر کدام دارای معانی نمادین خاصی در فرهنگ آذربایجان هستند. همچنین به دوگانه های متضاد آجلیق-توخلوق(گرسنگی- سیری) توجه شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ضرب المثل های آذربایجانی بازتابی از دیالکتیک بین متن اجتماعی و تجربه زیسته یک جمع هستند و بازنمایی جامعه شناختی آن ها می تواند در سیاست گذاری های فرهنگی و اجتماعی منطقه ای موثر باشد. به عبارت دیگر، ضرب المثل های آذربایجانی نه تنها دانش های زیسته را منتقل می کنند، بلکه به عنوان اسنادی فرهنگی، دیدگاه ها و ارزش های جامعه را در مورد گرسنگی و فقر بازتاب می دهند و می توانند در درک بهتر این مسائل و ارائه راهکارهای مناسب برای مقابله با آن ها مفید باشند.

نویسندگان

محمد عباس زاده

گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز

فرشاد محمدی دخت

گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز

اسماعیل نوروزی

گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز