شهریار شاعری ساختار گرای عاملیت پسند

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IJART-15-2_003

تاریخ نمایه سازی: 22 آذر 1404

چکیده مقاله:

هدف: بی تردید استاد محمدحسین شهریار یکی از برجسته ترین شاعران دوران معاصر ایران است که آثارش نقش مهمی در تحول شعر فارسی و آذری ایفا کرده اند. او با سرودن اشعاری سرشار از احساس، معنا و اندیشه، توانست میان سنت و نوگرایی پلی استوار برقرار کند. در میان مجموعه آثار او، دو منظومه ی «حیدربابایه سلام» و «سهندیه» جایگاهی ممتاز دارند، زیرا هر یک به گونه ای بازتاب دهنده ی هویت فرهنگی، عاطفی و اجتماعی شاعرند و به مثابه ی دو ستون اصلی در بنای شخصیت ادبی و فکری او عمل می کنند. این دو اثر، که هر دو به نام کوه های آذربایجان سروده شده اند، آیینه ای در برابر یکدیگرند که از خلال آنها می توان شکوه، پویایی و عمق اندیشه ی شهریار را مشاهده کرد. هدف اصلی مقاله ی حاضر، تحلیل تطبیقی این دو منظومه از منظر نظریه ی ساختارگرایی و نظریه ی عاملیت است تا روشن شود شهریار چگونه در میان ساختارهای فرهنگی و اجتماعی زمانه اش حرکت می کند و در عین تاثیرپذیری از آنها، به عنوان عامل خلاق، قادر به بازتعریف و دگرگونی آن هاست.روش: پژوهش حاضر از رویکرد کیفی بهره گرفته و تحلیل متون ادبی به عنوان روش اصلی مورد استفاده قرار گرفته است. در این مطالعه، ابتدا چرایی انتخاب روش هرمنوتیک روشن شده و گام های اساسی تحلیل هرمنوتیک، شامل شناسایی متن، فهم زمینه فرهنگی و اجتماعی، و استخراج معنای ضمنی و آشکار متون، توضیح داده شده است. سپس مفاهیم بنیادین نظریه ی ساختارگرایی، به ویژه نظام های پنهان، رمزگان ها و هنجارهای فرهنگی که شکل دهنده ی معنا هستند، بررسی شد. در ادامه، با تلفیق این دیدگاه با نظریه ی عاملیت، جایگاه شاعر به عنوان کنشگر تاریخی، فعال و خلاق تحلیل گردید. داده ها از طریق مطالعه ی دقیق دو منظومه ی موردنظر و بررسی تطبیقی مولفه های زبانی، مضمونی، فرهنگی و روان شناختی آن ها گردآوری شده اند، به گونه ای که تعامل میان ذهنیت شاعر و عینیت ساختارهای اجتماعی و فرهنگی نیز مشخص شود.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که در «حیدربابایه سلام»، شهریار با نگاهی عاطفی و نوستالژیک به گذشته می نگرد و ساختارهای فرهنگی و سنتی نقش غالب دارند. در این اثر، شاعر در قالب خاطره و حسرت، هویت جمعی و ارزش های بومی را بازتاب می دهد و نوعی پذیرش ساختارهای اجتماعی و فرهنگی در او مشهود است. اما در منظومه ی «سهندیه»، وجه عاملیت شهریار آشکارتر است؛ او از مرزهای محدودکننده فراتر می رود، خلاقیت خویش را بروز می دهد و از درون ساختارهای سنتی، به آفرینش جهانی تازه دست می یابد. این تفاوت، بیانگر تحول در اندیشه و زبان شاعر است؛ از وابستگی به رهایی، از حسرت به امید، و از تکرار سنت به بازآفرینی فرهنگی.نتیجه گیری: تحلیل تطبیقی این دو اثر نشان می دهد که درک عمیق از جهان فکری و هنری شهریار تنها از رهگذر مطالعه ی هم زمان آن ها ممکن است. شهریار در «حیدربابایه سلام» و «سهندیه»، با تلفیق سنت و نوگرایی، موفق شده است تعادلی میان ساختار و عاملیت برقرار کند. او در عین وفاداری به ریشه های فرهنگی و قومی، با نیروی خلاقیت فردی و عاملیت شاعرانه، توانسته است معنایی تازه از انسان، جامعه و هویت خلق کند. این ویژگی، راز ماندگاری و نفوذ آثار او در ذهن و زبان نسل های مختلف است و نشان می دهد که شهریار نه صرفا بازتاب دهنده ی زمانه ی خود، بلکه بازآفریننده ی معنا و فرهنگ در شعر معاصر ایران است.

نویسندگان

محمد باقر علیزاده اقدم

گروه علوم اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.