مطالعه ای تطبیقی بر بیان تصویری نگاره های تعویذی «چشم زخم» در قالیچه های بلوچستان فرهنگی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IJART-15-2_008
تاریخ نمایه سازی: 22 آذر 1404
چکیده مقاله:
چکیدههدف: معیشت و سلامت عشایر بلوچ در کشورهای همسایه ایران و افغانستان به دلیل اقلیم جغرافیایی خاصی (نظیر: خشکسالی، کم آبی، بادهای فصلی و غیره) که در آن سکنی گزیده اند، همواره در معرض خطر است. از این رو، باشندگان بلوچ از اشیایی محافظتی برای رفع بیم، ترس و دوری از بلایا استفاده می کنند. ردپای فرهنگ شیء باوری (دعا، بازوبند، چشم نظر و اسپند دودکردن) در دست بافته های بومی مردمان بلوچ به فرم نقش ها و نمادهای تعویذی معنادار مشاهده می شود. بر این اساس، پژوهش پیش رو، مطالعه ای تطبیقی بر بیان تصویری نقش مایه های تعویذی چشم زخم در قالیچه های بلوچستان فرهنگی است. روش: این مطالعه از نوع کیفی و میان رشته ای است و شیوه پژوهش در آن ترکیبی از توصیف نقوش و تحلیل تاریخی و نمادشناسانه است. پیکره های مطالعاتی از موزه ملی فرش ایران و موزه خصوصی سیدطاهر صباحی انتخاب شده اند. بازشناسی نقوش، مفاهیم نمادین و اسطوره-ای نهفته در قالیچه ها با تکیه بر منابع معتبر علمی منتشر شده از سوی محققین حوزه انسان شناسی، جامعه شناسی و قالی پژوهی انجام شده است.یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که نقوش مرتبط با مفاهیم چشم زخم در هر دو گروه از قالیچه های ایرانی و افغانستانی در شش قالب هندسی (مثلث، مربع و لوزی)، گیاهی (اسپند و خارخسک)، جانوری (مار، رتیلی، پرنده، طاووس، قوچکی و شتر)، اشیاء (چلیپا، بازوبندی، قلاب، شانه و گوشواره)، انسانی (چشم) و کیهانی (ستاره) به کرات نمود یافته اند. در این راستا، در هر دو گروه از قالیچه ها از نگاره هایی با مفهوم جادوی سفید (یا افسون) بیش از جادوی سیاه (یا تابو) استفاده شده که این امر بیانگر خصلت نیک اندیشی مردمان بلوچ است. علاوه بر این، نقش مایه هایی که نمادی از حفاظت و صیانت محسوب می شوند، اغلب در حاشیه ها و به فرم ریز نقش با تکرار زیاد و در مقابل، نگاره های مرتبط با یک نیروی برتر و فرازمینی با اندازه ای بزرگ تر در متن قالیچه ها ترسیم شده اند. شواهد نشان می دهند بیان تصویری نگاره های مذکور به پیشینه تاریخی کهن تمدن شهر سوخته در اقلیم سیستان و بلوچستان باز می گردد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد اصالت نقوش ترسیم شده بر پیکره قالیچه های بلوچ ایرانی و افغانستانی به دلیل اشتراکات فرهنگی، جغرافیایی، سیاسی و تمایل به مراودات درون قومی به خوبی حفظ شده و کمتر دستخوش تغییر شده اند. این طور به نظر می رسد که ابرام و پافشاری بر تکرار و تعدد نقوش با بن مایه های طلسم گونه و تعویذی چشم زخم از نوعی حس افراط گونه پیروی می کند که ریشه در منحصر به فرد بودن اقلیم جغرافیایی، باور راستین به وجود ارواح خبیثه و آیین های بومی قوم بلوچ (نظیر: میارجلی، کول، انتقام و زار) دارد. عینیت بخشیدن این باورها در ورای نقوش دست بافته ها بار دیگر یادآور می شود که هنر سنتی قالی بافی از حوزه های مناسب برای مطالعات فرهنگی، اجتماعی و همچنین، گنجینه ای از انعکاس باورها، آرزوها، مکنونات قلبی و زیست بوم بافندگان یک اقلیم است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سامرا سلیم پور
پژوهشکده هنرهای سنتی. پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری