نکته هایی از معارف حسینی (داستان کوتاه)
محل انتشار: پژوهش نامه معارف حسینی، دوره: 3، شماره: 10
سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_MARF-3-10_007
تاریخ نمایه سازی: 19 آذر 1404
چکیده مقاله:
مردم خیال می کنند ما احساس نداریم. آنها می گویند آهن و فولاد که چیزی نمی فهمند. مگر آهن هم حس دارد؟ مگر می فهمد که دور و برش چه می گذرد؟ فولاد که احساس ندارد و از آن چه در اطرافش می گذرد چیزی نمی فهمد و در برابر آنها واکنش نشان نمی دهد. کاری ندارم که شما باور می کنید یا نه؟اما من از لحظه اولی که در کوره آهنگری قرار گرفتم، احساس دلشوره عجیبی پیدا کردم. پیش از ورودم به کوره، در کارگاه شاهد بودم که ده ها نیزه، سر نیزه، خنجر، کارد، تیر و حتی قفل های فلزی تولید شده بود و همگی در کارگاه در کنار هم منتظر مشتری بودند تا بیایند و آنها را بخرند؛ اما وقتی آهنگر مرا از کوره درآورد و نیمه کاره رهایم کرد، تعجب کردم. من قبلا مدل های مختلف تیر و نیزه ها را دیده بودم، اما این بار انگار آهنگر می خواست با من تیری متفاوت بسازد؛ تیری که با بقیه تیرها فرق داشته باشد. او مرا نیمه کاره رها کرد و در گوشه ای گذاشت. از خودم پرسیدم: اگر کسی بخواهد مرا به عنوان تیر در کمان نهد و به سوی دشمنش پرتاب کند، با این نوک کند، کاری از من برنمی آید.
نویسندگان
مجتبی رحماندوست
دانشیار دانشگاه تهران
محمد رضا فخر روحانی
استادیار دانشگاه قم