تحلیل نشانه شناسی گفتمان خوشنویسی ایرانی در موزه­های معاصر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 65

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CIOMUS-3-7_004

تاریخ نمایه سازی: 19 آذر 1404

چکیده مقاله:

خوشنویسی، به عنوان یکی از ارکان بنیادین نظام بصری فرهنگ اسلامی، نه فقط هنر نوشتن زیبا بلکه ساختاری معناشناختی، هویتی و زیبایی شناختی است که در پیوندی عمیق با مفاهیم دینی، عرفانی و ادبی در بستر فرهنگ ایرانی شکل گرفته است. این هنر، در طول تاریخ، حامل دلالت های پیچیده ای بوده که میان نوشتار، معنا و تجربه های فرهنگی پلی ارتباطی برقرار کرده اند. اما در دوران معاصر، با انتقال خوشنویسی از بستر سنتی به فضای موزه ای، نظام بازنمایی آن دستخوش دگرگونی هایی اساسی شده است. در بسیاری از موزه ها، آثار خوشنویسی بدون ارجاع به زمینه های فرهنگی و معرفتی، به عنوان اشیایی تاریخی، تزیینی یا صرفا زیباشناختی به نمایش درمی آیند. این شیوه بازنمایی، به شکل گیری گفتمانی تازه در باب خوشنویسی منجر شده است که لزوما همسو با دلالت های بومی و اصیل آن نیست. موزه ها در این فرآیند تنها مکان هایی برای نمایش آثار هنری محسوب نمی شوند، بلکه به عنوان نهادهایی گفتمانی عمل کرده، در بازتولید معنا، هویت فرهنگی و ساختن روایت های تازه از هنر سنتی ایفای نقش می کنند. این مسئله، ضرورت تحلیل نشانه شناختی بازنمایی موزه ای خوشنویسی را برجسته می سازد.      این پژوهش با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی گفتمانی و با ارجاع به نظریه رولان بارت، به تحلیل فرآیند دلالت سازی و تثبیت معنا در نحوه بازنمایی خوشنویسی ایرانی در موزه های معاصر می پردازد. پژوهش حاضر با این پرسش بنیادین آغاز می شود که نمایش موزه ای آثار خوشنویسی چگونه و از طریق چه فرآیندهای گفتمانی بازنمایی می شود و چه تاثیری بر ادراک فرهنگی و معنایی مخاطب برجای می گذارد. روش تحقیق کیفی است و داده ها از طریق تحلیل اسنادی و نشانه شناختی نمایش آثار در مجموعه هایی از هنر اسلامی گردآوری و تحلیل شده اند.       یافته ها نشان می­دهند که نحوه بازنمایی خوشنویسی ایرانی در بسیاری از موزه های معاصر، به ویژه در بخش های مرتبط با هنر اسلامی، با فاصله گیری از زمینه های دینی، عرفانی و ادبی این هنر همراه بوده است. این آثار اغلب بدون زمینه بندی فرهنگی و معنایی، و صرفا در قالب اشیایی زیباشناختی، تاریخی یا تزیینی در معرض دید قرار می گیرند. فرآیندهایی همچون «تاریخ زدایی» ، «طبیعی سازی» و «معناسازی ثانویه» در قالب رمزگان غالب، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری این بازنمایی دارند؛ که این همان فرآیندی است که رولان بارت در تحلیل های خود از دلالت های ایدئولوژیک نشانه ها مورد توجه قرار داده است. به این ترتیب، خوشنویسی ایرانی از یک بیان فرهنگی-­­­­معرفتی به عنصری زیباشناختی و جهانی شده تغییر می یابد، و معانی بومی آن جای خود را به دلالت های سلطه گرانه و ایدئولوژیک می دهند. این وضعیت، ضرورت بازنگری در سیاست های نشانه ای و گفتمانی موزه ها را آشکار می سازد؛ تا از طریق بازپیوند آثار با بسترهای فرهنگی، هویتی و معرفتی، امکان بازیابی شان معنایی خوشنویسی ایرانی فراهم آید.

نویسندگان

سمر کلهر

دانشگاه سوره/تهران/ایران

نیلوفر درستی نادعلی

دانشگاه سوره /ایران /تهران