خوانش لاکانی رابطه خود و دیگری در سینمای آلفرد هیچکاک (مورد مطالعه: فیلم سرگیجه)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 55

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SCART-7-4_011

تاریخ نمایه سازی: 17 آذر 1404

چکیده مقاله:

آلفرد هیچکاک در فیلم سرگیجه در قالب داستانی تراژیک و عاشقانه، معنایی را برای سوژه انسانی و نحوه تحقق تصویر واقعی خود در دیگری به نمایش در می آورد. او فراتر از درگیری احساسی شخصیت ها، از جدال نیروهایی عظیم در تحقق تصویری که آدمی از خودش دارد، سخن می گوید و نشان می دهد که این تصویر چگونه و از طریق چه خاستگاه هایی برساخت می شود. از سوی سوژه لاکانی نیز در ارتباط با مفقودی یافت ناشدنی و در طی ساحت های سه گانه تشکل می یابد. در این راستا اگو در بازتاب بیرونی خودش، تصاویر پیوسته دگرگون شونده ای را در انطباق با میل دیگری بزرگ رقم می زند. بر این اساس مواجهه اسکاتی با مادلین/ جودی بر طبق ساحت های سه گانه لاکانی مورد خوانش قرار گرفته و با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی ، به خوانش و تفسیر بعد خیالی اگو و تحلیل جایگاه آدمی در تصویر واقعی خودش در دیگری پرداخته شده است. یافته های تحقیق مبین آن است که اسکاتی فراتر از عشق با مفهوم خود به مثابه ناسازه ای منطقی و در عین حال متناقض مواجه می شود و این چنین مخاطب را با دالی که سوژه زیر نفوذش قرار دارد؛ آشنا می کند. هیچکاک تجسم خیالی مادلین و نمادین جودی را ضرورت هستی اسکاتی می داند. این گونه هیچکاک دیگری را در شالوده تصویری که آدمی از خودش دارد، قرار می دهد و آن را از چیزی شخصی و منحصر به فرد به چیزی منطبق با میل دیگری تبدیل می کند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

الهه شمس نجف آبادی

استادیار، گروه گروه هنر، دانشگاه فرهنگیان، تهران ، ایران

افسانه ناظری

دانشیار، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران