استعاره های بدن در عاشقانه های شاملو

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_LCQFN-18-71_001

تاریخ نمایه سازی: 27 آبان 1404

چکیده مقاله:

بدن دال مرکزی رخدادهای عاشقانه در اشعار شاملو است. ابژه بدن ما را به طرحواره های ذهنی شاملو درباره عشق می رساند. پس از استخراج استعاره های عشق در سرتاسر آثارش، چهار دوره شاعری برای او تعیین کردیم. این دوره ها در عین تداخل مفهومی، حاکی از گسست ها و چرخش ها در ذهنیت عاشقانه اوست. وجه تمایز این مقاله در تمرکز بر استعاره های بدن است و دوره بندی زندگی هنری او نیز بر همین اساس صورت گرفته است. شاملوی نخست گرایشی به عشق بدنمندانه ندارد، شاملوی دوم سعی می کند میان عشق بدنمندانه و اندیشه های سیاسی – اجتماعی تناسب و توازن ایجاد کند. حرکت او در این مرحله از ذهنیت عاشقانه سنتی به ذهنیت عاشقانه مدرن است. شاملوی سوم در صدد تلفیق دو ساحت عاشقانه پرازی و سیاسی سرایی است و سرانجام به شاملوی چهارم می رسیم که در جدال میان عشق و مرگ دست و پا می زند. این جدال تا آخرین روزهای بودن و سرودن در ذهن و زبانش جریان دارد.

نویسندگان

علی کلیدری

دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد

سید مهدی زرقانی

عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد