واکاوی بنیادهای ایدئولوژیک نهاد شاهی در اندرزنامه های سیاسی اسلامی (نمونه موردی: تاریخ شاهی)
محل انتشار: مجله تاریخ فرهنگ ایران، دوره: 2، شماره: 2
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 49
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JIHC-2-2_007
تاریخ نمایه سازی: 26 آبان 1404
چکیده مقاله:
اندرزنامه نویسی سیاسی در ایران اسلامی، به عنوان یک میراث فکری غنی و ابزار کلیدی بیان اندیشه های حکومتی، نقش اساسی در شکل دهی و تداوم بنیادهای ایدئولوژیک نهاد شاهی ایفا کرده است. این متون با الهام از الگوی دیرینه ملکداری ایرانشهری و تلفیق هوشمندانه با ارزش های اسلامی، به تشریح وظایف، حقوق و مسئولیت های پادشاه در قبال دین و رعیت می پردازند. این مقاله، ضمن اذعان به ماهیت ویژه دوران پس از حملات مغول و ظهور پادشاهی های محلی، با مطالعه موردی کتاب «تاریخ شاهی» – یکی از برجسته ترین اندرزنامه های سیاسی دوره میانه اسلامی (قرن هفتم هجری) – به واکاوی بنیادهای ایدئولوژیک نهاد شاهی می پردازد. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر پایه اسناد متنی، استدلال می کند که «تاریخ شاهی» نه تنها نشان دهنده تداوم سنت اندرزنامه نویسی در عصر ایلخانی است، بلکه برخلاف برخی نظریات مبنی بر اضمحلال «پادشاهی با تکلیف» در این دوره، با تاکید بر عدالت، رعیت پروری، همزادی دین و دولت، و نقش محوری کارگزاران، به بازتولید و استحکام اندیشه های ایرانشهری در قالب یک نظام اسلامی می پردازد. یافته ها نشان می دهند که نهاد شاهی در این اثر، فراتر از یک نهاد صرفا سیاسی، به عنوان مظهر الهی و اخلاقی مطرح می شود که مشروعیت خود را از پیوند تعاملی و جدایی ناپذیر قدرت، دین و عدالت استحکام می بخشد. این رویکرد، دلالت بر استمرار یک گفتمان مشروعیت بخش در پادشاهی ایران، حتی در دوران پرآشوب پس از مغول دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محسن پرویش
استادیارگروه تاریخ ،دانشکده علوم اجتماعی،دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل، ایران.
حسن اسدی
استادیارگروه تاریخ ،دانشکده علوم اجتماعی،دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل، ایران