مدل سازی شناختی و نسبت آن با نفس
محل انتشار: مجله انسان پژوهی دینی، دوره: 22، شماره: 53
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 85
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JSMC-22-53_007
تاریخ نمایه سازی: 24 آبان 1404
چکیده مقاله:
اینکه شباهت ها و تفاوت های مدل های مصنوعی هوش و رایانه با ادراکات شناختی انسانی چیست، پرسشی است درخور تامل جدی. در این مقاله توضیح داده ایم که پردازش اطلاعات در رایانه، هوش مصنوعی و همچنین مغز انسان به صورت کدگذاری های الکتریکی و پردازش صوری است نه پردازش معنایی. همچنین، هوش مصنوعی و مغز انسان به خودی خود فاقد خودآگاهی است. اما تجربه پدیداری ما حاکی از وجود خودآگاهی، ادراک معنا و مفهوم و همچنین اختیار است. این تجارب را نمی توان مبتنی بر عملکرد مغز توضیح داد. بنابراین، دیدگاه دوگانه انگاران، که به ساحتی به نام روح برای انسان قائل اند، واقع بینانه است. اتحاد کوانتومی در ذرات زیراتمی مغز که برای توجیه یکپارچگی خودآگاهی پیشنهاد شده به دو دلیل نابسنده است: نخست آنکه، شروط اتحاد کوانتومی در مغز فراهم نیست، و دوم اینکه فعالیت های ذهنی متکثر، و خلاف مقتضای اتحاد کوانتومی است. اما بر مبنای نظریه متکلمان اگر روح را جسم لطیف بگیریم امکان اتحاد کوانتومی در ذرات بنیادین آن هست. از طرفی پردازش های ذهنی اطلاعات که در مغز اتفاق می افتد و سازوکارهای کمابیش شناخته شده ای دارد، نباید به روح نسبت داده شود تا بی جهت زمینه انکار روح فراهم نشود. ذهن از روح متمایز است و عملکرد عالی مغز محسوب می شود. روح را باید کاربر مغز و ذهن دانست که به ذهن معنا می دهد و منشا پدیده خودآگاهی است. همچنین، میان اراده و اختیار هم نباید خلط کرد، زیرا اراده می تواند به سبب علل جبری محقق شود. ذهن منشا اراده است، اما روح منشا اختیار.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سید علی مرعشی
گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.