بررسی بافت ساختاری در انیمیشن هفت شهر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 166
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANIFILM01_021
تاریخ نمایه سازی: 18 آبان 1404
چکیده مقاله:
انیمیشن ایران از آغاز شکل گیری خود همواره کوشیده است با اتکا به فرهنگ و هنرهای بومی، زبانی مستقل از الگوهای صرفا غربی بیافریند و هویتی متمایز خلق کند. این جریان به ویژه در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ و در بستر «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» به نقطه عطفی رسید؛ نهادی که بستر تجربه گری و آفرینش هنری را برای نسل جدیدی از پویانماگران فراهم آورد. باوجود این پیشینه غنی، بررسی های نظام مند درباره ساختار درونی آثار شاخص این دوره و به ویژه تحلیل «بافت ساختاری» در آن ها کمتر موردتوجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با تمرکز بر انیمیشن هفت شهر اثر علی اکبر صادقی، می کوشد نقش عناصر بصری، شنیداری و روایی را در شکل گیری یک بافت منسجم و چندلایه و نیز در انتقال مفاهیم فرهنگی و عرفانی تبیین کند. روش تحقیق توصیفی تحلیلی با رویکرد کیفی است؛ داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهده مستقیم اثر گردآوری و بر اساس چارچوب نظری دونالدسن (۲۰۱۴) درباره «بافت» در فیلم مورد واکاوی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد صادقی با بهره گیری از ویژگی های نگارگری ایرانی، خطوط تزیینی، رنگ های تخت و متقارن، موتیف های نمادین و موسیقی سنتی، موفق به خلق بافتی شده است که پیوندی ناگسستنی میان فرم و معنا برقرار می کند. این بافت، تجربه ای چند حسی و روایت محور را برای مخاطب رقم می زند و امکان خوانش های متنوع عرفانی و فرهنگی را فراهم می آورد. در نهایت، نتایج تحقیق نشان می دهد که بافت ساختاری در این انیمیشن نه تنها عاملی برای انسجام زیبایی شناختی است، بلکه می تواند به عنوان پلی میان سنت و مدرنیته عمل کند و افق هایی تازه برای شکل گیری زبانی بومی و درعین حال جهانی در پویانمایی ایران بگشاید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مجید فدائی
گروه عکاسی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
وحید حسین زاده
دانشجوی کارشناس ارشد عکاسی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران