سرمایه های مادی و مدیریتی استقلال دولت اسلامی ؛ از علم خودبنیاد تا دیپلماسی امتی
محل انتشار: فصلنامه علوم سیاسی، دوره: 28، شماره: 2
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JCKE-28-2_005
تاریخ نمایه سازی: 17 آبان 1404
چکیده مقاله:
در شرایط چالش برانگیز نظام بین الملل که قدرت های بزرگ جهانی با ابزارهای پیچیده ای همچون تحریم های چندجانبه، جنگ های ترکیبی، عملیات روانی و دیپلماسی هژمونیک به تحدید حاکمیت دولت های مستقل می پردازند، مسئله استقلال به یکی از چالش های راهبردی در نظریه پردازی سیاسی اسلامی تبدیل شده است. بسیاری از دولت های اسلامی با وجود برخورداری از منابع مادی قابل توجه، همچنان در معرض وابستگی های ساختاری به نظام سلطه هستند؛ این امر بیش از هر چیز به فقدان یک چارچوب نظری منسجم و بومی برای تبیین و تحقق استقلال بازمی گردد. از این منظر، بررسی مدل های نظری مبتنی بر حکمت اسلامی و آراء حکیمان سیاسی معاصر می تواند خلا موجود را پر کرده و پاسخی معرفتی به این مسئله بنیادین ارائه دهد. این پژوهش با روش تحلیل مفهومی–توصیفی، آراء حکیمان سیاسی معاصر همچون امام خمینی (ره)، شهید مطهری و آیت الله جوادی آملی را بررسی کرده و به این پرسش محوری می پردازد که: سرمایه های مادی و مدیریتی چگونه می توانند زیرساخت های استقلال دولت اسلامی را در نظم جهانی معاصر تضمین نمایند؟ یافته ها نشان می دهد که سرمایه های مادی، به منزله زیرساخت های عینی و ملموس استقلال دولت اسلامی، در سه محور کلیدی قابل شناسایی اند: نخست، اقتدار علمی خودبنیاد که به معنای توسعه دانش و فناوری بر مبنای منابع درون زا و استقلال علمی از جریان های علمی وابسته به قدرت های سلطه گر است. دوم، قدرت دفاعی امنیت آفرین که بر توانایی های بازدارنده در برابر تهدیدات بیرونی تاکید دارد. سوم، اقتصاد بازدارنده مقاومتی که به عنوان نظامی اقتصادی متکی بر توانمندی های ملی، در برابر فشارهای بیرونی همچون تحریم ها و جنگ های اقتصادی ایستادگی می کند و استقلال معیشتی، تولیدی و ارزی کشور را تضمین می نماید. در مقابل، سرمایه های مدیریتی شامل حکمرانی حکیمانه (با تاکید بر مشروعیت قدسی و عقلانیت دینی)، حکمرانی مشارکتی (با تکیه بر سرمایه اجتماعی و مسئولیت پذیری عمومی) و دیپلماسی امتی (به عنوان ابزار وحدت ساز و شبکه ساز جهانی) هستند که این بنیان ها را فعال و بهینه سازی می کنند. دستاورد نهایی پژوهش، ارائه الگویی نظام مند و دیالکتیکی است که هم پیوندی سرمایه های مادی و مدیریتی را به مثابه دو رکن مکمل استقلال دولت اسلامی معرفی می کند؛ الگویی که نه تنها در سطح نظری قابل تبیین است، بلکه ظرفیت بالایی برای سیاست گذاری های کلان در مواجهه با نظام سلطه جهانی دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
هادی شجاعی
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)