بازخوانی عدالت آموزشی در مدارس تراز مفاهیم، الگوها و پیامدهای سیاستی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 63
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ERAIR07_082
تاریخ نمایه سازی: 16 آبان 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف تحلیل مفهومی عدالت آموزشی در چارچوب نظری مدرسه تراز انجام شد. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل اسنادی بود. جامعه آماری شامل اسناد رسمی، سیاست نامه ها، گزارش های تخصصی و منابع علمی مرتبط با عدالت آموزشی و مدرسه تراز بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ملاک انتخاب منابع ارتباط مستقیم با مفهوم عدالت آموزشی و سیاست گذاری مدرسه تراز بود. منابع از پایگاه های اطلاعاتی معتبر نظیر SID، نورمگز، Google Scholar و اسناد منتشر شده وزارت آموزش و پرورش گردآوری شد. محدوده زمانی منابع مورد بررسی بین سال های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ برای منابع داخلی و ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ برای منابع خارجی بوده است. ابزار گردآوری داده ها فیش برداری نظام مند بود و داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استنتاجی تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که عدالت آموزشی در مدرسه تراز مفهومی چندبعدی و متاثر از عوامل نهادی، اجتماعی و فرهنگی است. تحقق این مفهوم نیازمند بازطراحی ساختار مدرسه، مشارکت موثر کنشگران آموزشی و بازنگری در فرایندهای یاددهی-یادگیری است. همچنین چالش هایی نظیر تمرکزگرایی، شکاف میان سیاست و عمل و ضعف در ارزیابی های کیفی مانع تحقق عدالت آموزشی در مدارس تراز می شوند. نتایج این پژوهش نشان داد که عدالت آموزشی در چارچوب مدرسه تراز، مفهومی پویا، چندبعدی و وابسته به بسترهای نهادی، اجتماعی و فرهنگی است. تحقق این عدالت مستلزم تغییر نگرش در سیاست گذاری آموزشی، بازطراحی ساختار مدرسه، تقویت نقش آفرینی کنشگران آموزشی و تحول در فرآیندهای یاددهی-یادگیری است. چالش هایی نظیر تمرکزگرایی، گسست میان سیاست و اجرا، و فقدان نظام ارزیابی کیفی، موانعی جدی در مسیر تحقق عدالت آموزشی به شمار می روند؛ بنابراین، بازنگری اساسی در سیاست های آموزشی با رویکردی تلفیقی مشارکتی و مبتنی بر زمینه های بومی ضرورتی اجتناب ناپذیر برای استقرار عدالت آموزشی در مدارس تراز است. این بازنگری باید با تاکید بر شفافیت، پاسخ گویی و پویایی نظام مدرسه همراه با شد تا به ارتقای کیفیت و برابری آموزشی منجر گردد. نتیجه گیری نشان داد که بازنگری در سیاست گذاری آموزشی با رویکردی تلفیقی و توجه به بسترهای فرهنگی و مشارکتی، گامی ضروری برای تحقق عدالت آموزشی در مدارس تراز است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدرضا حشمتی
دانشجوی دکتری جامعه شناسی بررسی مسائل اجتماعی، ایران، دانشکده حقوق و علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران